Thursday, April 10, 2008

Hi سلامي چو بوي خوش آشنايي



گردشگری مشهد

محسن موسوی زاده

http://mashhadtour.blogspot.com/


سايت مرجع

پوپک

http://poopak.blog.com/


                                                                                                                                                                                                                     


 

گردشگری مشهد ، اريگامي  ،  هنر کاغذ و تا ، پوپک ، پارک آموزش، آموزش ، عكس ، هنر، عكاسي ، نقدعكس ، گالري ،  نمايشگاه عكس ، ايران ، مشهد ، طبيعت ، محسن  موسوي زاده ، گردشگری خراسان رضوی ، گردشگری خراسان ، گردشگری ایران ، کوهسنگی ، فردوسی ، گنبد سبز ، آرامگاه نادری ، موزه مشهد ، هتل های مشهد ، دیدنی های مشهد و اطراف آن ، دیدنیهای مشهد و اطراف آن ، گردشگری مشهد ، حرم امام رضا ، طرقبه ، شاندیز ، هنر عکاسی ، راهنمای گردشگری مشهد ، آموزش مدیریت گردشگری، دانشگاه گردشگری، راهنمای گردشگری خراسان ، توسعه سبز ، راهنمای گردشگری ایران ، راهنمای گردشگری ، منطقه گدشگری بینالود،عکسهای طبیعت ، آرامگاه فردوسی ، عطار ، کمال الملک ، خیام ، تخت جمشید ، کورش ، داریوش ، رستم ، کنگ ، زشک ، عنبران ، کلات ، طرقبه ، چالیدره ، بند گلستان ، سد گلستان ، ازغد ، مایان ، نقندر ، اخلمد ، گلمکان ، غار مغان ، عکاسی حرفه ای ، آموزش عکاسی ، محسن موسوی ، سازمان میراث فرهنگی و گردشگری خراسان رضوی ، خیابان پوپک، توسعه سبز، اکوتوریسم ، توریسم بومی ، توریسم طبیعت ، گردشگری بومی ، گردشگری طبیعت ، ، شهروند ، شهرآرا ،

 

Mashhad Tourism , Iran Tourism, Origami, Mashhad Tour, Education, Photo, Picture, Art, Iran, Mashhad, review, Nature,  art photography, Mohsen Moossavi ,photography, mashhad-tourist, Khorasan Tour, Khorasan Tourism, Iran Tour, poopak , fotopic, foto art, Koohsangi, Jaghargh, zoshg, poopak, Torghabeh , green development,  anbaran , Kang , Mohsen Mousavi , Naghondar , Chalidareh, Bande golestan, Golestan Damp, Nishabour, Mashhad Tour , Kalat , Shandiz , Picnic guide , Nature art gallery, Azghad, Mayan, eco-tourism , eco tourism , ecotourism , citizen , ferdowsi , Khayyam , attar ,   

 

 


 

سلامي چو بوي خوش آشنايي     به آن مردم ديده ي روشنايي

 

براي ديدن كامل محتويات وبلاگ ها و سايت ها روي تاريخ ها یا آرشیو صفحه و يا روي عناوین آخرین یادداشت ها و تگ ها كليك نماييد. به عنوان مثال در وبلاگ مربوط به عكاسي بيش از يك كتاب مطلب مصور وجود دارد. در وبلاگ  گردشگری مشهدروی تاریخ های سمت راست صفحه ، که کنار آن شکلی مانند مثلث قرار دارد ، کلیک کنید تا فهرست تمام مکانهای معرفی و عکاسی شده را بتوانید مشاهده نمایید. با کلیک نمودن روی هر عنوان باز شده ، محتوای مربوط به آن به نمایش در می آید.

برای اغلب این عکسها مجبور بودم مسافتهای زیادی را پیاده طی کنم. تنهایی ، گم کردن مسیر در برف و کولاک زمستانی و دیگر خطرهای فراوان طبیعت گردیهای انفرادی ، خود داستانهای دیگری دارد که امیدوارم فرصتی برای بیان آنها پیش بیاید. اگر روی عکس هایی که نشانه موس روی آن فعال می شود، کلیک نمایید، اندازه ی بزرگتری از آن عکس را خواهید دید، مانند وبلاگ گردشگری مشهد ، که در حال حاضر یک مرجع اینترنتی، در مورد گردشگری مشهد و دیدنیهای اطراف آن است.امیدوارم توانسته باشم با ارائه این کارها، گامی به سوی نشان دادن چهره ی خوبی از ایران و ساخت جامعه ای سالم تر برداشته باشم.

اصل عكسها در آرشيو موجود و قابل چاپ در ابعاد بزرگ و همچنین قابل چاپ روي تابلو هاي فلكسي مي باشد. بديهي است از سفارشهاي مناسب و مفيد براي جامعه، استقبال مي کنم. همچنين از  همكاري هایی که برای مردم ایران مثبت و سازنده باشد چه با بخشهاي دولتي، سازمان ها ، ارگان ها ، اداره ها و … و چه با بخشهاي خصوصي در هر مکانی که باشند، استقبال می کنم . هر گونه همكاري عزیزان ایرانی در  جهت ارائه تسهيلات براي خدمت هاي علمي ،فرهنگي، و هنري به جامعه بیش از هر چیز، نشان از درایت و دور اندیشی آنها دارد. مسئولین شهر ها و استان های مختلف نیز می توانند عکس برداری از محلهای گردشگری خود را سفارش دهند. بدیهی است کاری که توسط فردی صورت گیرد که هم تخصص های لازم را دارد و هم انگیزه ، اشتیاق و عشق این کار را ، حاصل کار قابل مقایسه با کار های فرمایشی و دولتی نخواهد بود.

درآمد کشور ترکیه از صنعت توریست چندین برابر درآمد کشور ما از این صنعت گردشگری است. در صورتیکه جاذبه های دیدنی و توریستی کشور ترکیه قابل مقایسه با کشور متمدن و بزرگ ما نیست. توجه به امر گردشگری یعنی کوتاه ترین ، کم هزینه ترین و عاقلانه ترین کار برای ایجاد هزاران فرصت شغلی ، خود باوری هموطنان گرامی،… و رشد و شکوفایی ایران بزرگ. با توجه به بحران های انرژی و اتمام دیر یا زود منابع از جمله منابع نفتی کشور ، اگر از هم اکنون که دیر هم شده به فکر جایگزینی درآمد های دیگر چون گردشگری و توصعه علم و صنایع نباشیم ، آینده ی نزدیک بسیار تباه شده ای خواهیم داشت . برای نجات کشور هیچ راهی بجز تعامل سازنده و تلاش همگانی وجود نداشته و ندارد.

اميد وارم مردم عزيز و مسئولین گرامي به اينگونه تلاش هاي سازنده و با تأثير عميق و مثبت در جامعه جهاني ، توجه و حمايت بيشتري مبذول دارند. حمايت از اينگونه طرح ها وبرنامه ها ، حمايت از كيان و بزرگي و عظمت  تمام مردم ايران و كشور عزيزمان مي باشد .البته باید در نظر داشت که هیچ کس به اندازه ی خود مردم ، قادر به کمک کردن به یکدیگر و همیاری برای ساخت کشور و دنیایی بهتر، نیست. لذا نباید زمان را به امید یاری دولت از دست داد. گر چه وظیفه ی اصلی دولت برنامه ریزی درست و همیاری با اندیشمندان و دیگر افراد جامعه برای ایجاد جامعه ای پویا تر است و باید بستر مناسب برای رشد بیشتر را فراهم کند. اگر من در اینجا سخنی از کمک دولت بردم در واقع از این راه دولت بیشتر به کارآیی خود کمک می کند تا اینکه به شهروند یا متفکری ویژه کمک کرده باشد، ولی مسئله این است که درک این موضوع برای بعضی از دولت مردان کشورهای جهان سوم ، خیلی راحت نیست. به خاطر نبود این تعامل سازنده است که در این جوامع، دولت ،مردم و متفکران همه زیان می بینند و هیچکدام نمی توانند کار آیی لازم را داشته باشند.

یک بار یک دانشجوی خارجی از استادپرفسور محمود حسابی پرسید، “می گویند شما از جهان سوم آمده اید ،جهان سوم چگونه جایی است؟ ” استاد جواب دادند ” جهان سوم جایی است که اگر بخواهی کشورت را آباد کنی، خانه ات خراب خواهد شد و اگر بخواهی خانه ات آباد شود باید در تخریب کشورت بکوشی “. لذا  کسانی که در راه سازندگی ایران بزرگ گام بر می دارند، خوب آگاه هستند که ساختن کشورشان، چه خانه خرابی برای آنها در پی خواهد داشت، ولی ترجیح می دهند خانه خودشان به بهای آبادی کشورشان خراب گردد. برای آنها بسیار آشکار است که به آن صورت خیری از دولتها نخواهند دید ولی مراوده با دولت را بخاطر کمک به کشورشان خواهند داشت. آنها در هر کجای دنیا که هستند، بجای نق زدن، آستین همت بالا می زنند و به سهم توانایی که دارند در جهت آبادی کشورشان می کوشند. حال اگر دولت و مردم به آنها یاری رساندند که چه بهتر وگر نه در سخت ترین شرایط ممکن هم به سبز بودن و سازندگی کشور خود، ادامه می دهند. تا کنون نیز ، استانداری ، فرمانداری ، سازمان میراث فرهنگی و گردشگری ،اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی ، شورای اسلامی شهر مشهد ، و هیچ نهاد یا سازمان یا ارگانی ، برای این همه زحمت ، هزینه و تلاش انجام گرفته ، هیچ گونه کمکیانجام نداده اند. در صورتی که از اولین هدف های دولت باید یاری رساندن به نهاد های مفید مردمی و استفاده ی درست از تلاش و طرح های آنها باشد. این نامبردگان محترم میلیارد ها تومان در سال در جهت ایجاد دولت الکترونیک هزینه می نمایند ولی همانگونه که در عمل مشاهده می نمایید ، کار آن عزیزان که از هزاران امکانات و صدها متخصص هم استفاده می نمایند، قابل رغابت با کارهایی که یک نفر ایرانی از روی عشق و علاقه انجام می دهد، نیست. سالهای زیادی در زمینه های مختلف علمی ، هنری ، پژوهشی و … با عشق و علاقه زیاد کار شده است ، تا اینکه شما شاهد یک درصد از کار هایی باشید که فهرست آنها در پیوند های زیر خواهد آمد. بدیهی است ما همیشه به خاطر مثبت اندیشی ، منتظر یاری رسانی دولتی و غیر دولتی ، برای به ثمر رساندن طرح هایی که به آبادانی کشورمان و ساخت جامعه ی سالم تر کمک کند ، هستیم . هر قدمی که آنها برداند، از طریق همین سایتها و وبلاگها و رسانه های جمعی دیگر ، برای تشویق دیگران ، اطلاع رسانی خواهد شد.  بنا بر این امیدواریم مدیران ما تلاش سازنده ای داشته باشند تا مردم  وجود آن عزیزان را به عنوان عناصری سازنده و برنامه ریزانی آگاه ، حس کنند.از تشویق های ایرانیان خارج کشور که نهایت سعی خودشان را برای خدمت به ایران انجام می دهند، نهایت تشکر را دارم. ما می توانیم هر جی دنیا که هستیم و هر پست و شغلی که داریم ، برای ساخت ایرانی بهتر و سالم تر دست به دست هم داه ، به کمک هم بشتابیم و نوآوری داشته باشیم در ایجاد حکومت مجازی و حقیقی دانایان و مصلحان اجتماعی. باور نمایید با رشد تکنولوژی امروز این کار بسیار ساده است، فقط کمی همت می خواهد که خوشبختانه ایرانیان سرآمد شگفتی سازان گیتی هستند و می توانند باشند.

 اندیشمند حکومتی هرگز نمی تواند کار اندیشمند مستقل را انجام دهد،هنرمند حکومتی هم همین طور. این افراد متفکر و مستقل، هسته ی اصلی تولید دانش و قدرت اصلی جامعه هستند. ما به مفاخر خود کم توجهی کرده ایم. در مورد کم توجهی به مولوی شاعر بزرگ ایران، آن به سرمان آمد که دیدیم ترکیه  ادعای از خود دانستن او را دارد.در مورد بزرگان دیگر باید با توجه بیشتر به آنها، جلوی از آن خود نمودن مفاخرمان، توسط کشورهای دیگر را بگیریم. بزرگترین اشتباه دولت ها می تواند استفاده و حمایت نکردن از این اندیشمندان و هنرمندان مستقل باشد. اینها استخوان بندی اصلی هر ملتی را تشکیل می دهند. این گروه از انسانها با چنان عشق و علاقه و انگیزه ای کار می کنند که به راحتی می توانند دنیایی را تحت تأثیر اندیشه و هنر خود قرار دهند. نمونه ی بارز آن پروفسور محمود حسابی بزرگ مرد علم ، اندیشه و عشق به ایران است. او مردی است که فقط اگر بخواهیم عنوان کار هایی که برای کشور ایران انجام داده است را بنویسم، خود کتابی خواهد شد. او بزرگترین انسانی است که افتخار یافتم از نزدیک او را ببینم و بعد نیز با پسر برومند و خوش فکرشان جناب مهندس ایرج حسابی آشنا شدم. شاید بتوان گفت تا کنون بزرگ مردی این چنین مخلص و کوشا مانند دکتر محود حسابی را، ایران بخود ندیده است. او یکی از بزرگترین و بهترین الگو ها برای بشریت است. در نتیجه اگر حکومتها به متفکران مستقلی مانند آنها متکی نباشند ، در مدیریت عاقلانه کشور به بیراهه خواهند رفت و از درون فرو خواهند ریخت و همراه خود کشور بزرگی را نابود خواهند کرد. بنا بر این، کمک گرفتن از متخصص های علاقه مند و عاشق فعالیت های سازنده، بسیار حیاتی است و زمینه ی رشد کارآیی و ایجاد انگیزه ی  بیشتر در کارمندان دولت، نیز فراهم خواهد گردید. فکر می کنم تجارب روی داده در کشور ما و دیگر کشورها ، آنقدرکافی باشد که بفهمیم مفید و متعهد بودن واقعی هیچ ارتباطی به شکل ، قیافه و مسلک و مرام ندارد، بلکه بیشتر به اندیشه ، کارآیی ، انگیزه وعمل افراد بستگی دارد. با کمی احترام و اعتماد به یکدیگر ،به مراتب دنیای بهتری را خواهیم ساخت. من به تمام شما هم وطنان گرامی سلام می کنم ، سلامی برای ایجاد موج جدیدی از سازندگی و احترام و اعتماد به یگدیگر،  سلامی چو بوی خوش آشنایی.

با تشكر از شما که افتخار میزبانی به من دادید.

 

 محسن موسوي زاده

                    


     

در صورت تمایل به ارائه پیشنهاد ، انتقاد و یا همکاری ، می توانید  شماره تماس یا ایمیل خود را به آدرس اینترنتی زیر ارسال نمایید.

     

   mohsenmoossavi at yahoo.com

 

لطفاً بجای

at

علامت

 @

بگذارید.  


 

 

دیگرسايتها و وبلاگهای مربوط به نگارنده

سايت مرجع


پوپک

http://poopak.blog.com/


گردشگری مشهد و دیدنیهای اطراف آن

http://mashhadtour.blogspot.com/


كمك به ساخت جامعه اي بهتر با طرح ها و نظارتهاي شهروندي

http://shahrvandan.blogspot.com/

http://shahrvand.blog.com/


اکوتوریسم ، گردشگری بومی ، گردشگری طبیعت

http://ecotourism.blog.com/


پارك آموزش

http://mohsenmoossavi.persianblog.com/


چگونه می توان سالم تر زندگی کرد ؟

http://health.blog.com/


   درمورد عكاسي و كاربرد عكس در زندگي  

http://artphotography.blogsky.com/


داستان هاي مستند و مصور

http://realtale.blogspot.com/


اوريگامي يا هنر كاغذ و تا

http://iranorigami.blogspot.com/

http://origam.blog.com/


پارك آموزش

http://parkeamoozesh.blogspot.com/


عکس

http://www.flickr.com/photos/moossavi/


 مرجعي بزرگ از عكسهايي در مورد طبيعت تمام دنيا

http://www.flickr.com/groups/natureart/


مرجعي بزرگ از عكسهاي طلوع و غروب سراسر دنيا  

http://www.flickr.com/groups/sunriseandsunset


برخي از طرح ها و كارهاي انجام شده توسط نگارنده

http://mohsen-moossavi.blogspot.com/


معرفی تصویری شغل های ایرانی به ویژه هنری

 http://iranjobs.blogspot.com/


پروفسور محمود حسابی

http://hessaby.blog.com/


گردشگری خراسان

http://khorasantour.blogspot.com/


گردشگری خراسان

http://khorasantour.blog.com/


مقالات

http://www.aftab.ir/articles/user_articles.php?u=mohsenmoossavi

 



 

گردشگری مشهد ، اريگامي  ،  هنر کاغذ و تا ، پوپک ، پارک آموزش، آموزش ، عكس ، هنر، عكاسي ، نقدعكس ، گالري ،  نمايشگاه عكس ، ايران ، مشهد ، طبيعت ، محسن  موسوي زاده ، گردشگری خراسان رضوی ، گردشگری خراسان ، گردشگری ایران ، کوهسنگی ، فردوسی ، گنبد سبز ، آرامگاه نادری ، موزه مشهد ، هتل های مشهد ، دیدنی های مشهد و اطراف آن ، دیدنیهای مشهد و اطراف آن ، گردشگری مشهد ، حرم امام رضا ، طرقبه ، شاندیز ، هنر عکاسی ، راهنمای گردشگری مشهد ، آموزش مدیریت گردشگری، دانشگاه گردشگری، راهنمای گردشگری خراسان ، توسعه سبز ، راهنمای گردشگری ایران ، راهنمای گردشگری ، عکسهای طبیعت ، آرامگاه فردوسی ، عطار ، کمال الملک ، خیام ، تخت جمشید ، کورش ، داریوش ، رستم ، کنگ ، زشک ، عنبران ، کلات ، طرقبه ، چالیدره ، منطقه گدشگری بینالود، بند گلستان ، سد گلستان ، ازغد ، مایان ، نقندر ، اخلمد ، گلمکان ، غار مغان ، عکاسی حرفه ای ، آموزش عکاسی ، محسن موسوی ، سازمان میراث فرهنگی و گردشگری خراسان رضوی ، خیابان پوپک، توسعه سبز، اکوتوریسم ، توریسم بومی ، توریسم طبیعت ، گردشگری بومی ، گردشگری طبیعت ، ، شهروند ، شهرآرا ،

 

Mashhad Tourism , Iran Tourism, Origami, Mashhad Tour, Education, Photo, Picture, Art, Iran, Mashhad, review, Nature,  art photography, Mohsen Moossavi ,photography, mashhad-tourist, Khorasan Tour, Khorasan Tourism, Iran Tour, poopak , fotopic, foto art, Koohsangi, Jaghargh, zoshg, poopak, Torghabeh , green development,  anbaran , Kang , Mohsen Mousavi , Naghondar , Chalidareh, Bande golestan, Golestan Damp, Nishabour, Mashhad Tour , Kalat , Shandiz , Picnic guide , Nature art gallery, Azghad, Mayan, eco-tourism , eco tourism , ecotourism , citizen , ferdowsi , Khayyam , attar ,   

 

 


 

 

Posted by Mohsen Moossavi at 05:16:45 | Permalink | Comments (1) »

Thursday, December 27, 2007

استاد دكتر محمود حسابي

پروفسور محمود حسابي


◄پروفسور حسابي

 

پروفسور حسابي ، چهره برجسته علم و فرهنگ معاصر ، پدر علم فيزيك و مهندسي نوين ايران ، بنيانگذار دانشگاه ، و علوم نوين در كشور ، در سال ۱۲۸۱ شمسي ، از پدر و مادري تفرشي ، در تهران متولد شدند .
استاد دكتر سيد محمود حسابي ، كه در دوران كودكي و نوجواني را ، در غربت ، مرارت و در فقر و تنگدستي گذرانيدند . در منزل ، نزد مادر فاضله خويش ، خانم گوهرشاد حسابي، قرآن كريم و ديوان حافظ را به ذهن سپرد ، گلستان و بوستان سعدي ، منشات قائم مقام و شاهنامه فردوسي و مثنوي مولوي را آموختند .
استاد در ۷ سالگي ، تحصيلات ابتدايي خود را در بيروت ، در مدرسه كشيش هاي فرانسوي آغاز نمودند .
ايشان از ابتدا تا پايان تمامي تحصيلات عاليه ، در ميان هم شاگردي هاي خود ، كه از كشورهاي مختلف بودند ، همواره رتبه نخست را حائز گرديدند.
در نخستين تابستاني كه مصادف با جنگ جهاني اول بود ، زبان انگليسي را به تنهايي فرا گرفتند .
در چند رشته ورزشي مانند : كوهنوردي ، دوچرخه سواري ، دوميداني و چوب پا ، كسب موفقيت نمودند و در شنا داراي ديپلم نجات غريق شدند . با موسيقي سنتي ايران ، و موسيقي كلاسيك غربي ، به خوبي آشنا بودند و در نواختن ني ، سازدهني ، ويولون و پيانو تبحر داشتند .
پروفسور حسابي ، در سن هفده سالگي ، ليسانس ادبيات و در نوزده سالگي ، ليسانس بيولوژي را از دانشگاه فرانسوي بيروت و در سن ۲۲ سالگي ، مدرك مهندسي راه و ساختمان را از دانشگاه آمريكايي بيروت اخذ نمودند .
ايشان در آن زمان ، با نقشه كشي و راهسازي در لبنان ، سوريه و عربستان امرار معاش خانواده را به عهده داشتند .
استاد سپس در رشته مهندسي معدن در سن ۲۴ سالگي ، از دانشگاه آمريكايي بيروت فارغ التحصيل شده و در معادن دوروز لبنان به خدمت مشغول گرديدند .
شركت راهسازي فرانسوي ، كه استاد در آن مشغول به كار بودند ، به پاس قدرداني از زحماتشان ، كمك هايي را براي اعزام ايشان ، به كشور فرانسه براي ادامه تحصيل به عمل آورد .
ايشان از هنگام ورود به فرانسه يك سال در دانشگاه پاريس ، به تحصيل حقوق پرداختند .
استاد ، سپس در رشته پزشكي تحصيل كرده و به مدت دو سال ، در بيمارستان دانشگاه پاريس ، خدمت نمودند . تحصيلات آكادميك بعدي پروفسور حسابي ، رياضيات عمومي ، رياضيات محض و ستاره شناسي مي باشد . ايشان براي چند سال ، در رصد خانه هاي معروف آن روز فرانسه ، در ارتفاعات آلپ به خدمت در امر نجوم مشغول شدند . آنگاه استاد ، در سال ۱۹۲۴ به مدرسه عالي برق فرانسه ، اكول سوپريور دو الكتريسيته پاريس وارد و در سال ۱۹۲۵ فارغ التحصيل شده و هم زمان در راه آهن برقي فرانسه با سمت مهندس برق ، مشغول به كار گرديدند . ايشان مدتي را نيز ، در معادن آهن شمال فرانسه و معادن ذغال سنگ ايالت سار به خدمت پرداختند . سپس پروفسور حسابي به دليل وجود روحيه علمي ، به تحصيل و تحقيق در دانشگاه سوربن ، در رشته فيزيك مشغول شدند و در سال ۱۹۲۷ در سن بيست و پنج سالگي ، دانشنامه دكتراي فيزيك خود را ، با ارائه رساله اي تحت عنوان حساسيت سلول هاي فتوالكتريك ، با درجه عالي از دست بزرگترين دانشمند روز جهان : پروفسور فابري دريافت كردند . استاد دكتر محمود حسابي ، ۴ زبان زنده دنيا : فرانسه ، انگليسي ، آلماني و عربي را براي مطالعه و صحبت مورد استفاده قرار مي دادند . همچنين به زبان هاي : سانسكريت ، يوناني ، لاتين ، پهلوي ، اوستا ، تركي ، ايتاليايي و روسي اشراف داشتند و زبان هاي باستاني را در تحقيقات علمي خود به خصوص در امر واژه گزيني فارسي در برابر لغات بيگانه ، به كار مي بردند . استاد حسابي ، در طول عمر گرانمايه خود ، مصدر مشاغل و خدمات علمي فرهنگي متعددي بودند ، كه مي توان به چند نمونه زير اشاره كرد: راه اندازي اولين ژنراتور برق كشور ، به وسيله نصب تجهيزات بر روي يك آسياب بادي ، ايجاد اولين كارگاه هاي تجربي در علوم كاربردي در ايران ، ماموريت وزارت راه و ترابري براي تهيه اولين نقشه برداري علمي ، فني و مهندسي كشور ، تاسيس مدرسه مهندسي وزارت راه و تدريس در آن ، تاسيس دارالمعلمين عالي و تدريس در آن ، ساخت اولين راديو در كشور ، ايجاد اولين آزمايشگاه علوم پايه در ايران ، آغاز واژه گزيني فارسي و برابرسازي علمي ، تاسيس دانشسراي عالي و تدريس در آن ، تاسيس اولين كارگاه ساخت قطعات دست ساز براي اتومبيل هاي ايران ، ساخت و راه اندازي اولين آنتن فرستنده در كشور ، ايجاد اولين ايستگاه هواشناسي در ايران ، ايجاد انجمن زبان فارسي و بنيان گذاري فرهنگستان زبان و عضويت پيوسته در آن ، نصب و راه اندازي اولين دستگاه راديولوژي در كشور ، تاسيس و رياست انجمن فيزيك ايران ، تعيين ساعت ايران ، تدوين اصول اندازه گيري و مقياس گذاري و ايجاد اداره اوزان و مقياس ها ، تاسيس اولين بيمارستان خصوصي در ايران ، به نام بيمارستان گوهرشاد ، مامور وزارت راه براي ساخت راه تهران به شمشك جهت معادن ذغال سنگ ، پيشنهاد و تدوين قانون تاسيس دانشگاه تهران ، تاسيس دانشكده فني و رياست آن دانشكده و تدريس در آن ، تاسيس دانشكده علوم و رياست آن دانشكده و تدريس در گروه فيزيك آن دانشكده ، تا واپسين روزهاي عمر ، تاسيس بخش آكوستيك در دانشكده علوم ، و راه اندازي بخش تحقيقات اندازه گيري فواصل و تنظيم گام هاي موسيقي ايراني و مطالعات علمي روي نت هاي ايراني ، راه اندازي اولين مركز زلزله شناسي كشور ، ماموريت خلع يد از شركت نفت انگليس در دولت دكتر مصدق ، اولين رئيس هيئت مديره و مدير عامل شكرت ملي نفت ايران ، وزير فرهنگ در دولت مصدق ، پايه گذاري مدارس عشايري و تاسيس اولين مدرسه عشايري ايران ، مخالفت با طرح قرارداد ننگين كنسرسيوم و كاپتولاسيون در مجلس ، مخالفت با عضويت دولت ايران در قرارداد سنتو ( پاكت بغداد ) در مجلس ، پايه گذاري موسسه ژئوفيزيك دانشگاه تهران ، پايه گذاري مركز تحقيقات و تاسيس اولين راكتور اتمي كشور در دانشگاه تهران ، تاسيس سازمان انرژي اتمي و عضو هيئت دائمي در كميته بين المللي هسته اي ، تدوين قانون ستاندارد و تاسيس موسسه ستاندارد ايران ، تاسيس اولين رصدخانه نوين در ايران ، تاسيس مركز عدسي سازي ـ ديدگاهي ـ اپتيك كاربردي در دانشگاه علوم دانشگاه تهران ، تاسيس اولين مركز مدرن تعقيب ماهواره ها در شيراز ، پايه گذاري مركز مخابرات اسد آباد همدان ، راه اندازي اولين ليزر ايران ، خريدن زمين در كره مريخ ، اولين هولوگرام ايران ، تاسيس انجمن موسيقي ايران ، در زيرزميني با تجهيزات روز جهان ، در بلوار كشاورز ، بنيان گذاري واحد پژوهشي صنعتي فياوري خان و مان ، تشكيل و رياست كميته پژوهشي فضاي ايران ، و عضو دائمي در كميته بين المللي فضا و رياست گروه ممالك جهان سوم ، در كنفرانس بين المللي فضا ، استفاده از انرژي خورشيدي براي اولين بار در ايران ، تاسيس واحد تحقيقاتي صنعتي سغدائي . فعاليت در ۳ نسل كاري كه تربيت ۷ نسل استاد و دانشجو ، شاخص عمده دستاوردهاي فرهنگي و علمي اين بزرگ مرد است . در زمينه تحقيق علمي ، تاكنون ۲۵ مقاله ، رساله و كتاب به وسيله استاد چاپ شده است . كه دربرگيرنده زمينه هاي مختلف ، به ويژه فيزيك مدرن ، واژه هاي علمي در زبان فارسي و رساله هايي در رهنمود توسعه پايدار مي باشد . تئوري بي نهايت بودن ذرات اين دانشمند ايراني ، در ميان فيزيك دانان جهان ، شناخته شده است . نشان اوفيسيه دو لا لژيون دونور و همچنين نشان كوماندور دولا لژيون دونور ، بزرگترين نشان هاي علمي كشور فرانسه ، به همين مناسبت به ايشان اهدا گرديد . طي سال ها تحقيق و مطالعات علمي ، در دانشگاه هاي معتبر عالم ، با دانشمندان بزرگ جهان ، نظر پرودينگر ، بورن فرمي ، ديراك ، بوهر ، پروفسور اينشتين و … و چندين فيزيك دان ديگر و همچنين با علماي بزرگ ، در ساير علوم ، مانند برتراند راسل ، آندره ژيد و .. همكاري و تبادل نظر نمودند . پروفسور حسابي ، تنها ايراني شاگرد پروفسور آلبرت اينشتين بودند . شايان ذكر است كه دفاع از تئوري ياد شده را با اين دانشمند فرزانه ، گذرانيدند . ايشان در سال ۱۹۹۰ از سوي جامعه علمي بين الملل ، به عنوان مرد اول علمي جهان ، برگزيده شدند . در كنگره ۶۰ سال فيزيك ايران كه به مناسبت بزرگداشت استاد حسابي ، برگزار شد ، ايشان به عنوان پدر علم فيزيك و مهندسي نوين ايران شناخته شدند . باشد تا جوانان ، راه اين دانشمند گرانقدر و انسان والا را بپويند . پروفسور محمود حسابي ، در ۱۲ شهريور سال ۱۳۷۱ ، هنگام معالجه بيماري قلبي ، در بيمارستان دانشگاه ژنو بدرود حيات گفتند . مقبره استاد بنا به خواسته ايشان ، در زادگاه خانوادگي ، در شهر دانشگاهي تفرش قرار دارد .

 

 

 

◄ديباچه 

 

آنچه مي خوانيد نگاهي است گذرا به زندگي دانشمندي از فرزندان اين مرز و بوم ، پروفسور سيد محمود حسابي است كه از آغاز جواني در عرصه بيكران دانش گام نهاد ، علم و عمل را با اخلاق و رفتار نيك در آميخت و بر اثر سال ها رنج و تلاش وقفه ناپذير علمي ، فرهنگي و پژوهشي در ميان همگان احترامي خاص يافت . در پنجم اسفند ماه سال ۱۲۸۱ ش و در خانواده اي متمول ساكن تهران ، كودكي چشم به جهان گشود كه او را محمود نام نهادند . پدر وي معزالسلطنه كه از رجال حكومت وقت بود، چند سالي پس از تولد محمود به عنوان سفير ايران در شامات برگزيده شد و به همراه همسر خود ، خانم گوهر شاد حسابي ، و دو پسرش محمد و محمود كه پنج و چهار ساله بودند به شامات عزيمت كرد . يك سال از اقامت در بيروت سپري شده بود كه پدر ، همسر و دو فرزند خردسال خود را در غربت رها كرد و به ايران بازگشت . از اين پس زندگاني سراسر مشقت و تنگدستي محمود آغاز گرديد . ليكن هوش سرشار وي و تلاش هاي بي وقفه مادر فداكار و فاضله اش سبب گرديد تا پله هاي ترقي را يكي پس از ديگري تا بالاترين مراحل علمي طي كند .

 

 

 

◄شجره نامه خانوادگي 

 

نام : محمود نام خانوادگي : حسابي ( ميرزا حسابي ، مصباح السلطان ) متولد : تهران ، بازارچه قوام الدوله ، ميدان شاهپور ( وحدت اسلامي ) نام پدر : عباس ( معز السلطنه ) متولد : تفرش
نام مادر : گوهرشاد
نام خانوادگي : حسابي ( مدحت السلطنه )
متولد , تفرش
نام پدر بزرگ : علي ( معز السلطان ، حاج يمين الملك )
متولد : تفرش
نام مادربزرگ : حاجيه طوبي خانم
متولد : تفرش
اجداد مادري : ميرزا عيسي وزير و ميرزا محمد حسين وزير
نام همسر : صديقه حائري
نام فرزندان : ايرج و انوشه

 

 

 

◄كتابخانه هايي كه كتاب هاي جديد را براي استاد مي فرستادند 

 

عمدتا پايو و پنگوئن

 

 

 

 

◄لقب ها ـ شهرت ها 

 

پدر علم فيزيك ايران
پدر مهندسي نوين ايران
پدر فرهنگستان ايران
پدر علوم نوين ايران

 

 

 

◄كتابخانه شخصي پروفسور حسابي 

 

كتابخانه استاد شامل ۲۷۴۰۰ جلد كتاب در زمينه هاي گوناگون ادبي ، پزشكي ، رياضي ، زيست شناسي ، ستاره شناسي ، فلسفي ، فيزيكي ، مذهبي و مهندسي است ؛ همچنين چندين دايره المعارف مانند لاروس ، برتانيكا ، بورداس ، امريكانا … و كتبي در مورد مجسمه ها ، نقاشي ها و موزه هاي معروف جهان نيز در آن يافت مي شود .
استاد در روزنامه ها و مجلات معتبري چون : نيوزويك ، شپيگل ، لوپوان ، ساينتيفيك امريكن ، فيزكس تودي ، فيزيكس ورد ، مجله مركز علمي سرن سوييس ، مجله آكادمي علوم آمريكا ، مجله آكادمي علوم نيويورك و … مشترك بودند .

 

 

 

◄چند جمله و پاسخ زيبا از استاد 

 

س : دانش معلم يا هنر معلم ، كدام در رشته معلمي موثر است ؟
ج : هيچ كدام ، معلمي عشق است !
س : چگونه اين همه تحصيل و خدمت كرديد ؟
ج : آدم اول بايد عاشق بشود ، البته بعضي ها هم بلد نيستند عاشق بشوند ، بايد به آنها عاشقي را آموخت .

 

 

 

 

◄هنر استاد 

 

-عشق به آفريده هاي خداوند
ـ عشق به دانشجويان شان
ـ عشق به فراگيري علوم
ـ عشق به خانواده
ـ پيونده بين علم و اخلاق و ايمان
ـ استاد مخالف محفوظات ، معتقد به محاسبات و تجربيات ، بودند .

 

 

 

◄لباس هاي استاد 

 

در منزل : ربدوشامبر و پيژاما . هنگام سرما : يك كلاه بره پشمي . در فصول ديگر : يك كلاه بره نخي .
خارج از منزل و پذيرايي : كت و شلوار و كراوات . با رنگ هاي بسيار آرام ، ملايم ، سنگين همراه با يك كلاه شاپوي تيره

 

 

 

 

 

 

◄وضعيت زندگاني 

 

طفوليت : خانواده متمول
جواني و نوجواني : فقر و تنگدستي
دانشجويي : زحمت بسيار ، ماموريت هاي سخت
دوران خدمت : با فراز و نشيب بسيار
دوران دانشگاه و استادي : با قناعت و تحمل شدايد

 

 

 

 

 

◄بيماري 

 

بيماري ها ذات الريه ، مالاريا ، زخم معده و اثني عشر ، آب مرواريد ، پروستات ، قلب و نارسايي عروق

 

 

 

◄چشم و بينايي 

 

شماره عينك : ۵/۱۳ نزديك بني ، آستيگمات ، دوبيني
نوع عينك : Prismate

 

 

 

 

 

◄تحصيلات 

 

تحصيلات مقدماتي
به دليل تنگدستي ، تحصيلات ابتدايي استاد در مدرسه شبانه روزي كشيشان فرانسوي در بيروت كه مدرسه اي رايگان بود ، از ۱۲۹۳ - ۱۲۸۹ ش ، طي گرديد .
استاد پيش از مدرسه و همزمان با تحصيلات مقدماتي نزد مادر فاضله شان به فراگيري متون مذهبي و فارسي پرداختند و از كودكي قرآن كريم را حفظ و به آن اعتقادي ژرف داشتند ؛ ديوان حافظ را از بر كردند و بوستان و گلستان سعدي ، شاهنامه فردوسي ، مثنوي مولوي و منشات قائم مقام را نيز آموختند .
با شروع جنگ جهاني اول مدرسه مسيحي فرانسويان بسته شد ، از اين رو پس از دو سال وقفه تحصيلات خود را در كالج آمريكايي بيروت و سپس در كالج پروتستان لبنان از ۱۲۹۸ - ۱۲۹۶ ش ادامه دادند .
در تمام اين دوران پيوسته رتبه نخست را در ميان هم شاگردي هاي خارجي خود كسب مي كردند و هوش و ذكاوت ايشان تحسين همگان را بر مي انگيخت .

 

 

 

 

◄تحصيلات دانشگاهي  

 

ـ ليسانس ادبيات از دانشگاه آمريكايي بيروت ، ۱۲۹۹ ش
ـ ليسانس مهندسي راه و ساختمان از دانشكده فرانسوي مهندسي در بيروت ، ۱۳۰۱ ش
ـ ليسانس رياضيات ، ستاره شناسي و زيست شناسي از دانشگاه امريكايي بيروت ، ۱۳۰۳ ش
ـ ليسانس مهندسي برق از دانشكده برق پاريس ، ۱۳۰۴ ش
ـ ليسانس مهندسي معدن از مدرسه عالي معدن پاريس ، ۱۳۰۵ ش
ـ گذراندن دو سال اول رشته حقوق در دانشگاه سوربن
ـ گذراندن رشته پزشكي
ـ دكتراي فيزيك از دانشگاه سوربن فرانسه ، ۱۳۰۶ ش

 

 

 

◄مراكز تحقيق استاد 

 

ـ دانشگاه سوربن : تحقيق بر روي سلول هاي فتوالكتريك
ـ دانشگاه تهران : تحقيق بر روي نظريه بي نهايت بودن ذرات و عبور نور از مجاورت ماده
ـ دانشگاه شيكاگو امريكا : تحقيق بر روي عبور نور از مجاورت ماده به توصيه پروفسور اينشتين
ـ دانشگاه پرينستن امريكا : تحقيق بر روي نظريه بي نهايت بودن ذرات به عنوان تنها دستيار ايراني پروفسور اينشتين
ـ مركز تحقيقات سرن سوييس : تحقيق بر روي نظريه بي نهايت بودن ذرات

 

 

 

◄مشاغل و خدمات 

 

ـ تعيين نقشه راه ها در كشور لبنان ، ۱۲۹۹ ش
ـ مهندس راه و ساختمان در اداره راه سوريه ، اجراي پروژه بهسازي و راهسازي در شركت مقاطعه كاري فرانسوي ۱۳۰۲ ش
ـ استخدام به عنوان مهندس راه و ساختمان در اداره راه لبنان ، ۱۳۰۲ ش
ـ شناسايي و كار در معادن ذغال سنگ ناحيه سار فرانسه ، ۱۳۰۴ ش
ـ كار به عنوان مهندس برق در راه آهن برقي دولتي فرانسه ، پاريس ، ۱۳۰۴ ش
ـ راه اندازي اولين آسياب آبي توليد برق در كشور ۱۳۰۵ ش
ـ تشكيل گروه موسيقي كلاسيك به نام سن سباستين در پاريس ، ۱۳۰۶ ش
ـ آغاز واژه گزيني و برابر سازي علمي ، ۱۳۰۶ ش
ـ ايجاد اولين كارگاه هاي تجربي در علوم كاربردي در ايران ۱۳۰۶ ش
ـ استخدام به عنوان مهندسين راه در وزارت طريق و شوارع عامه ، ۱۳۰۷ - ۱۳۰۶ ش، ۱۹۲۸ - ۱۹۲۷ ميلادي
ـ نقشه برداري و ترسيم اولين نقشه راه ساحلي سراسري بنادر خليج فارس ، ۱۳۰۷-۱۳۰۶ ش
ـ تاسيس اولين مدرسه مهندسي وزارت راه و تدريس در آن ، ۱۳۰۷ ش
ـ تاسيس دارالمعلمين عالي و تدريس در آن ، ۱۳۰۷ ش
ـ ايجاد اولين آزمايشگاه علوم پايه در كشور ، ۱۳۰۷ ش
ـ ساخت اولين راديو در كشور ، ۱۳۰۷ ش
ـ تاسيس دانشسراي عالي و تدريس فيزيك و مكانيك در آن ، ۱۳۰۸ ش
ـ ساخت و راه اندازي اولين آنتن فرستنده در كشور ، ۱۳۰۹ ش
ـ ايجاد اولين ايستگاه هواشناسي كشور ، ۱۳۱۰ ش
ـ نصب و راه اندازي اولين دستگاه راديولوژي در ايران ، براي برادرشان ، آقاي دكتر محمد حسابي . اولين راديولوژيست ايران ، ۱۳۱۰ ش
ـ صاحب كرسي و استاد فيزيك از ۱۳۱۰ ش، تا پايان عمر
ـ تعيين ساعت ايران . ۱۳۱۱ ش
ـ رئيس انجمن فيزيك ايران در بدو تاسيس ، ۱۳۱۱ ش
ـ نقشه برداري ، محاسبات و احداث راه تهران ـ شمشك به منظور بهره برداري از معادن ذغال سنگ ، ۱۳۱۲ ش
- تاسيس اولين بيمارستان خصوصي در ايران : بيمارستان گوهرشاد ، با همكاري برادرشان دكتر محمد حسابي ، ۱۳۱۲ ش
ـ پايه گذاري تدريس علوم به زبان فارسي و تدوين كتب علمي به زبان فارسي ، ۱۳۱۲ ش
ـ طرح تاسيس دانشگاه تهران و تدوين اساسنامه آن ، ۱۳۱۳ ش
ـ تاسيس دانشكده فني در ۱۳۱۳ ش و رياست و تدريس در آن دانشكده
ـ شركت در تاسيس فرهنگستان ايران ، ۱۳۱۴ ش
ـ شركت در كنفرانس علمي بين المللي آكسفورد ، ۱۳۱۵ ش
ـ تاسيس دانشكده علوم ، ۱۳۲۱ ش و رياست آن دانشكده از ۱۳۲۷ - ۱۳۲۱ و از ۱۳۳۶ - ۱۳۳۰ ش و تدريس در آن از بدو تاسيس تا پايان عمر ، ۱۳۷۱ ش
ـ پايه گذاري و عضويت افتخاري در شوراي عالي معارف ، ۱۳۲۱ ش
ـ تاسيس مركز عدسي سازي اپتيك كاربردي در دانشكده علوم دانشگاه تهران ، ۱۳۲۳ ش
ـ تاسيس اولين رصدخانه نوين در ايران ، ۱۳۲۴ ش
ـ مطالعه علمي در دانشگاه هاي پرينستن و شيكاگو و انتشار دو مقاله علمي در آمريكا و انگليس ، ۱۳۲۸ - ۱۳۲۵ ش
ـ تهيه صورت جلسات و خلاصه مذاكرات آكادمي ملي علوم ، ۱۳۲۶ ش
ـ عضويت هيئت تحقيقاتي در انستيتوي تحقيقات هسته اي شيكاگو ، ۱۳۲۷ ش
ـ راه اندازي اولين مركز زلزله شناسي كشور ، ۱۳۲۸ ش
ـ تاسيس بخش آكوستيك در دانشكده علوم و اندازه گيري فواصل و تنظيم گام ها و مطالعات علمي روي نت هاي موسيقي ايراني ، ۱۳۲۵ ش
- عضو هيئت تحقيقاتي در انستيتوي تحقيقات هسته اي شيكاگو ، ۱۳۲۷ ش
ـ نماينده مرد تهران در مجلس سنا . از ۱۳۴۰ - ۱۳۲۸ ش
ـ ماموريت خلع يد از شركت نفت انگليس در دولت دكتر مصدق ، ۱۳۳۰ش
ـ اولين رئيس هيئت مديريه و مدير عامل شركت ملي نفت ايران در دولت دكتر مصدق ، ۱۳۳۰ ش
ـ وزير فرهنگ در دولت دكتر مصدق ، ۱۳۳۱ - ۱۳۳۰ ش
ـ پايه گذاري و برنامه ريزي آموزشي نوين ابتدايي و دبيرستاني ، ۱۳۳۰ ش
- پايه گذاري مدارس عشايري و تاسيس اولين مدرسه عشايري در ايران ، ۱۳۳۰ ش
ـ پايه گذاري مدارس عشايري و تاسيس اولين مدرسه عشايري در ايران ، ۱۳۳۰ ش
ـ تاسيس و رياست موسسه ژئوفيزيك دانشگاه تهران ، ۱۳۴۴ - ۱۳۳۰ ش
ـ پايه گذاري مركز تحقيقات اتمي دانشگاه تهران ، ۱۳۳۰ ش
ـ مخالفت با طرح قرار داد ننگين كنسرسيوم در مجلس ، ۱۳۳۳ ش
ـ تدوين اساسنامه و تاسيس موسسه ملي استاندارد ايران ، ۱۳۳۳ ش
ـ تاسيس مركز مدرن تعقيب ماهواره ها در شيراز ، ۱۳۳۵ ش
ـ پايه گذاري مركز مخابرات اسدآباد همدان ، ۱۳۳۸ ش
ـ مخالفت با قرارداد عضويت دولت ايران در سنتو در مجلس ، ۱۳۳۹ ش
- مخالفت با طرح قانون ننگين كاپيتولاسيون و كنسرسيوم در مجلس و كناره گيري از مجلس به دنبال مخالفت هاي سياسي ، ۱۳۴۰ ش
ـ اولين نماينده دائم ايران ، در سازمان بين المللي فضا ـ سازمان ملل متحد ، ۱۳۴۷ - ۱۳۴۱ ش
ـ تاسيس و رياست انجمن ژئوفيزيك ايران ، ۱۳۴۵ ش
ـ راه اندازي اولين ليزر ايران ، ۱۳۴۵ ش
ـ خريدن زمين در كره مريخ ، ۱۳۴۶ ش
ـ تاسيس و راه اندازي رآكتور اتمي دانشگاه تهران و ايجاد سازمان انرژي اتمي ايران ، ۱۳۴۹ ش
ـ تاسيس انجمن موسيقي ايران و مركز پژوهش هاي موسيقي
ـ تدوين آيين نامه كارخانجات نساجي كشور و رساله چگونگي حمايت دولت در رشد اين صنعت
ـ تدوين آيين نامه ، تاسيس ، نصب و راه اندازي كارخانجات دخانيات ايران
ـ بنيان گذاري واحد پژوهشي صنعتي فياوري خان و مان ، ۱۳۵۹ ش
ـ استفاده از انرژي خورشيدي در ايران ، ۱۳۶۰ش
ـ تاسيس و رياست كميته پژوهشي فضاي ايران ، ۱۳۶۰ش
ـ تاسيس واحد تحقيقاتي صنعتي سغدائي ، ۱۳۶۲ ش
- رياست گروه ممالك جهان سوم در كنفرانس بين المللي فضا
ـ استاد با سه نسل كار و تلاش خستگي ناپذير به ترتيب هفت نسل استاد و دانشجو پرداختند كه بسياري از آن ها اكنون از اساتيد بنام دانشگاه هاي ايران و پيشرفته ترين مراكز علمي جهان هستند .

 

 

 

◄محل هاي كار در ايران 

 

ـ وزارت طرق و شوارع عامه
ـ دارالمعلمين عالي
ـ دانشسراي عالي
ـ شركت ملي نفت ايران
ـ مجلس سنا
ـ وزارت فرهنگ
ـ فرهنگستان ايران
ـ دانشگاه تهران

 

 

 

◄اولين و آخرين كار ساختماني استاد 

 

اولين : ساختمان اصلي دانشكده فني دانشگاه تهران ( فاز اول )
آخرين : ساخت پناهگاه بزرگ جنگي ، ضد حملات موشكي و بمباران هوايي ، براي محله چهارراه حسابي

 

 

 

 

 

 

◄عضويت ها 

 

عضو پيوسته شوراي عالي فرهنگ ، از ۱۳۲۱ - ۱۳۱۵ ش و از ۱۳۴۶ - ۱۳۲۵ ش
ـ عضو انجمن اصطلاحات علمي ، ۱۳۲۱ ش
ـ عضو شوراي عالي فرهنگ از ۱۳۳۱ ش
ـ عضو كنفرانس علمي دانشگاه پرينستن ، ۱۳۲۵ ش
ـ عضو هيئت تاليف و ترجمه ، ۱۳۲۸ش
- عضو كنگره اتمي مسكو ، ۱۳۳۴ - ۱۳۳۳ ش و بازديد از مراكز اتمي روسيه ، ۱۳۳۴ ش
- عضو كنفرانس علمي و بازديد از موسسات تحقيقاتي كشور فرانسه ، ۱۳۳۵ ـ ۱۳۳۴ ش
- عضو اولين كنفرانس اتمي فرانسه ، ۱۳۳۷ ش
ـ عضو كنفرانس اتمي ژنو ، ۱۳۴۷ - ۱۳۳۷ ش
ـ عضو عضو دائمي كميته علمي فضا ، ۱۳۴۷ - ۱۳۴۱ ش
ـ عضو كنفرانس بين المللي فضا ، ۱۳۳۷ ش
ـ عضو انجمن فيزيك اروپا از ۱۳۴۱ ش
ـ عضو انجمن فيزيك امريكا از ۱۳۴۱ ش
ـ عضو انجمن فيزيك فرانسه از ۱۳۳۷ ش
- عضو آكادمي علوم نيويورك از ۱۳۳۴ ش
ـ عضو كميته ملي ايران از ۱۳۳۶ ش
- عضو كميته كنفرانس علمي و فني فضا در نيويورك به نمايندگي دانشگاه تهران ، ۱۳۴۶ ش
ـ عضو كنفرانس علمي و فني فضا در وين ، ۱۳۴۷ - ۱۳۴۴ ش
ـ عضو انجمن فرهنگ ايران باستان
ـ عضو پيوسته فرهنگستان زبان ايران از سال ۱۳۱۴ ش
- عضو كنفرانس بزرگداشت علماي جهان در شيكاگو
ـ عضو هيئت امناي انجمن آثار و مفاخر فرهنگي ، با تصويب شوراي عالي انقلاب فرهنگي ، ۱۳۷۰ ش
ـ عضو هيئت امناي مركز تحقيقات بنيادي ، تريست ايتاليا ، به پيشنهاد پروفسور عبدالسلام
ـ عضور شوراي دانشگاه بين المللي اتم
ـ عضو كنگره رياضي دانان اسلو ، ۱۳۱۵ ش
ـ عضو كميته علمي و فني فضا ، نيويورك ، ۱۳۴۶ ش
ـ عضو كنفرانس علمي بين المللي اكسفورد ، ۱۳۱۵ ش

 

 

 

 

 

 

◄مراسم و كنفرانس هاي بين المللي 

 

ـ شركت در كنفرانس علمي بين المللي فيزيك دانشگاه كمبريج ، ۱۳۲۵ ش
- شركت در بزرگداشت سيصدمين سال تولد نيوتن ، به دعوت انجمن پادشاهي انگلستان ، ۱۳۲۶ ش
ـ شركت در مراسم افتتاح رآكتور اتمي هندوستان ۱۳۳۹ - ۱۳۳۸ ش
ـ شركت در كنفرانس اتمي وين ، ۱۳۴۵ ش
ـ شركت در كنفرانس بين المللي فيزيك ذرات اصلي ، ۱۳۲۵ ش

 

 

 

◄بزرگداشت و يادمان ها 

 

ـ كنگره ۶۰ ساله فيزيك ايران ، ۱۳۶۶ ش
ـ بزرگداشت پروفسور حسابي ، پدر علم فيزيك ايران
ـ نامگذاري تالار استاد دكتر حسابي در سازمان انرژي اتمي با شركت پروفسور عبدالسلام ، به پاس بنيان گذاري علم هسته اي و تاسيس رآكتور اتمي در ايران ، به وسيله پروفسور حسابي ، ۱۳۶۷ ش
ـ چهارراه و خيابان حسابي در تجريش ، توسط شوراي نامگذاري ، ۱۳۲۰ ش
ـ خيابان حسابي در اراك ، توسط شوراي نامگذاري ، به ابتكار جناب آقاي دكتر قريب ، ۱۳۴۰ ش
ـ مدارس مختلف در استان هاي كشور ، به نام پروفسور حسابي ، به پاس خدمات فرهنگي استاد ، از ۱۳۲۰ ش
ـ كتابخانه پروفسور حسابي ، به ابتكار شهرداري تهران ، به پاس خدمات استاد ، در منطقه ۱۷ ، ۱۳۷۱ ش
- اعطاي جايزه حسابي ، به بهترين پژوهش گر كشور ، در علم فيزيك ، از ۱۳۶۲ش
- بلوار استاد حسابي در شهر مقدس مشهد ۱۳۷۸ ش
ـ بلوار دكتر حسابي در شيراز ۱۳۷۹ ش
- خيابان دكتر حسابي در دماوند ۱۳۶۶ ش
- بلوار پروفسور حسابي در كرج ۱۳۷۴ ش
- خيابان دكتر حسابي در رشت ، ۱۳۷۷ ش
ـ بلوار دكتر حسابي در شاهين شهر ۱۳۷۶ ش
- ساختمان دكتر حسابي در دانشگاه اراك ۱۳۷۶ ش
- سالن آزمايشگاه دكتر حسابي در دانشگاه آزاد اراك ۱۳۷۶ ش
ـ نامگذاري تعدادي از شعبات بانك ها به نام پروفسور حسابي
ـ نامگذاري مجتمع آموزشي در بافق يزد .

 

 

 

◄آثار استاد  

 

رساله ها
ـ رساله دكتراي فيزيك باعنوان حساسيت سلول هاي فتوالكتريك
رساله راه ما ، به زبان هاي فرانسه و انگليسي ، ۱۳۱۴ ش و به زبان فارسي ، تهران ، ۱۳۷۱ ش
ـ رساله تفسير امواج دوبروي
ـ رساله درباره ماهيت ماده ، دانشگاه تهران ، به زبان انگليسي ، ۱۳۲۵ ش
- رساله ذرات پيوسته ، كه در آكادمي علوم نيويورك و در دانشگاه تهران ، به زبان هاي انگليسي و فارسي ، ۱۳۲۵ ش ، منتشر شد .
ـ رساله مدل ذره بي نهايت گسترده در نشريه فيزيك فرانسه ، ۱۳۳۶ ش
ـ رساله فيزيك جديد و فلسفه ايران باستان به زبان انگليسي و نشر آن به زبان فارسي در مجله فرهنگ ايران باستان ، مهر ۱۳۴۳ ش
- رساله توانايي زبان فارسي ، تهران ، در مجله ايران باستان مهر ، ۱۳۵۰ش
ـ رساله نظريه ذرات بي نهايت گسترده ، به زبان انگليسي چاپ دانشگاه تهران ، ۱۳۵۶ ش
- رساله راه بهبودي ، تهران ، آماده چاپ
كتاب ها
ـ قانون تاسيس دانشگاه تهران ، ۱۳۱۲ ش
- فيزيك دوره اول و دوم دبيرستان ، ۱۳۱۸ ش
- نام هاي ايراني ، ۱۳۱۹ش
ـ صورت جلسه آكادمي ملي علمي ، ۱۳۲۶ ش
ـ آئين نامه امور مالي دانشگاه تهران ، ۱۳۳۳ ش
ـ ديدگاني فيزيكي ، دانشگاه تهران ، ۱۳۴۰ ش
ـ واژه نامه تخصصي فيزيك ، ۱۳۶۹ - ۱۳۴۰ ش
ـ نگره كاهنربايي ، دانشگاه تهران ، ۱۳۴۵ ش
ـ شجره نامه خانواده حسابي ، وزارت فرهنگ و هنر ۱۳۴۶ ش
ـ فيزيك حالت جامد به زبان انگليسي و فرانسه ، ۱۳۴۸ ش و به زبان فارسي ، ۱۳۵۸ ش
ـ ديدگاني كوانتيك ، دانشگاه تهران ، ۱۳۵۸ ش
ـ افغان فرانسه به فارسي . آماده چاپ
ـ وندها و گهواژه هاي فارسي ، تهران ، ۱۳۶۸ ش
ـ چگونگي تاريخ ايران ، آماده چاپ
ـ الكتروديناميك ، آماده چاپ
ـ فرهنگ حسابي ، تهران ، ۱۳۷۰ ش
ـ گردآوري ديوان حسابي از كتابخانه دانشگاه پاريس ، متعلق به قرن ۱۷ و چاپ آن در دانشگاه تهران ، ۱۳۵۴ ش

 

تحقيقات
-تحقيق نظري درباره ساختمان ذرات اصلي هسته اتم ، دانشگاه تهران ، ۱۳۲۴ ش
ـ تحقيق درباره اصلاح قانون جاذبه عمومي نيوتن و قانون ميدان الكترومانيتيك ماكسول ، ۱۳۲۶ ش
- تحقيق درباره استنتاج ساختمان ذرات اصلي اتم از نظريه عمومي اينشتين ، با راهنماي پروفسور اينشتين ، به زبان انگليسي در دانشگاه پرينستن ، ۱۳۲۵ ش
ـ تحقيق درباره نظريه نسبيت در دانشگاه پرينستن ، ۱۳۲۵ ش
همين مطلب در نشريه علمي در سال ۱۳۲۶ ش به چاپ رسيده است .
ـ تحقيق علمي در مورد اثر ماه بر مسير عبور نور و انحراف شعاع نوراني در مجاورت سطح يك جسم ، به زبان انگليسي ، انستيتو علوم هسته اي شيكاگو ، ۱۳۲۶ ش
- تحقيق آزمايشگاهي عبور نور در مجاورت ماده در دانشكده علوم دانشگاه تهران ، ۱۳۷۰ - ۱۳۲۶ ش
- تحقيق در مورد ديوان حافظ و رساله جامع تفسير ابيات و غزليات حافظ
ـ تحقيق در مورد گلستان سعدي
ـ تحقيق در مورد ديوان باباطاهر
ـ تحقيق در مورد شاهنامه فردوسي
ـ تحقيق درباره انواع ذرات اصلي و تعداد آن ها
ـ تحقيق درباره شكل فرمول قانون نيروي جاذبه جرمي
ـ تحقيق درباره شكل فرمول قانون نيروي جاذبه الكتريكي
ـ تحقيق درباره شكل فرمول قانون نيروي جاذبه مغناطيسي
ـ تحقيق تجربي درباره تغيير نمار ، شكست نور در نزديكي سطح يك جسم
ـ تحقيق در مورد ليزرها و نور همدوس
ـ تحقيق در مورد ارتعاش هسته مغناطيسي
ـ تحقيق در مورد اثر موسبوثر

 

 

 

 

 

 

◄دانستني هايي درباره استاد 

 

جهش هاي تحصيلي
جهش از كلاس اول زبان انگليسي به كلاس پنجم ، بعد از مطالعه در يك تابستان .
اولين ليسانس در ۱۷ سالگي ، ادبيات .
۸ مدرك كارشناسي مهندسي و دكترا در فاصله ۷ سال
رتبه تحصيلي
همواره در رتبه نخست
هوش و حافظه
از طفوليت تا روزهاي آخر حيات در بهترين شرايط ذهني

 

 

 

 

 

 

◄مراكزي كه در آن به تحصيل پرداختند 

 

۱ـ طفوليت ، نوجواني و جواني نزد مادر فاضله شان خانم گوهرشاد حسابي
۲ـ مدرسه كشيش هاي فرانسوي ، بيروت
۳ـ كالج آمريكاي بيروت
۴ـ دانشگاه آمريكايي بيروت
۵ـ دانشگاه فرانسوي بيروت
۶ـ دانشگاه پاريس
۷ـ دانشگاه سوربن ، نزد پروفسور فابري
۸ـ دانشگاه پرينستن ، نزد پروفسور اينشتين

 

در شهرهاي تهران ، بغداد ، دمشق ، بيروت ، پاريس ، پرينستن ، شيكاگو

 

 

 

 

 

 

 

◄استاد و ايمان 

 

اعتقادات مذهبي پروفسور حسابي ريشه اي عميق داشت . ايشان در دوران طفوليت حافظ قران كريم شدند و در مباحثات همواره به آيات قرآن و روايات به عنوان شواهد و دلايل محكم استناد مي كردند . استاد اعتقاد داشتند كه طبيعت تحت آهنگ موزون و عرفاني خود در حال نيايش است و همچنين تئوري بي نهايت بودن ذرات را با وحدت وجود مرتبط مي دانستند . ايشان مي گفتند : شايد بيست شاگرد ممتاز درس بخوانند و فارغ التحصيل شوند ولي كسي كه ديد و نظر جديدي دارد بايستي تقوا نيز داشته باشد ؛ چنين افرادي نسبت به ديگران برتري دارند .
حتي به هنگام انتخاب همسر دختري از خانواده روحاني حائري برگزيدند . ايشان فرزندان خود را از كودكي ملزم به فراگيري و انجام فرائض ديني مي نمودند و حتي آنان را به تلاوت آيات با لهجه صحيح عربي و درك كامل معاني تشويق مي كردند . در زمان اداره اولين بيمارستان خصوصي در ايران با وجود جو حاكم ، كاركنان خانم ملزم به رعايت كامل حجاب بودند و اين نشاني از پايبندي استاد به مباني و اصول اعتقادي بود .

 

 

 

 

 

 

◄مجلاتي كه استاد آبونه بودند 

 

نيوزويك ، شپيگل ، لوپوان ، ساينتيفيك امريكن ، فيزيكس تودي ، فيزكس ورد ، مجله مركز علمي سرن سوييس ، مجله آكادمي علوم امريكا ، مجله آكادمي علوم نيويورك .

 

 

 

 

 

◄موسيقي 

 

استاد به موسيقي اصيل ايراني علاقه بسيار داشتند و مي گفتند : موسيقي ايراني يك طرز فكر است ، يك فلسفه است و بيان يك آرزوست. ايشان به كمك شاگردان خود در دانشكده علوم مانند آقاي دكتر بركشلي به تعيين نت ها مو اندازه گيري دقيق فواصل گام هاي موسيقي ايراني پرداختند وبه ياري آقاي دكترناجي با تغيير شكل كاسه تار اين ساز قديمي ايران را اصلاح كردند تا با نت هاي مختلف زير و بم خنيد داشته باشد .
استاد موسيقي كلاسيك غرب را به خوبي مي شناختند و در نواختن ويولون و پيانو مهارت داشتند ، تا آنجا كه برنده جايزه اول مدرسه موسيقي پاريس ، در سال ۱۳۰۶ ش شدند . در ميان موسيقي دانان غربي بيش از همه به باخ علاقه داشتند و معتقد بودند : آنقدر موسيقي باخ قشنگ است كه آدم فكر مي كند با خدا حرف مي زند . ايشان موسيقي بتهوون ، شوبرت ، شوپن ، موتسارت و ويوالدي را نيز تحسين مي كردند .

 

 

 

◄استاد و نقاشي ،‌ مجسمه سازي و ورزش  

 

آشنا و علاقه مند به مجسمه هاي معروف دنيا ، به ويژه يونان ؛ علاقه خاصي نيز به آثار مجسمه سازي معروف فرانسوي رودن داشتند .
علاقه مند به نقاشي كلاسيك به ويژه بوتيچلي ، بوش ، ونگوگ و ..
كوه پيمايي و راه پيمايي از ورزش هاي مورد علاقه استاد بود . در دوران نوجواني در رشته شنا ، ديپلم نجات غريق دريافت كردن . از ديگر ورزش هاي مورد علاقه استاد مي توان از فوتبال ، دوچرخه سواري ، دو استقامت دشت نوردي و … نام برد .

 

 

 

 

 

◄زبان هايي كه استاد به آنها اشراف داشتند 

 

استاد حسابي برچهار زبان زنده دنيا يعني : فرانسوي ، انگليسي ، آلماني و عربي تسلط داشتند و در مطالعات و مكالمات اين زبان ها را به كار مي گرفتند . همچنين به زبان هاي سانسكريت ، لاتين ، يوناني ، پهلوي ، اوستايي ، تركي ، ايتاليايي و روسي اشراف داشتند و آن را در تحقيقات علمي خود به ويژه در امر واژه گزيني زبان فارسي به كار مي بردند .

 

 

 

 

 

◄زمان هاي كار و مطالعه 

 

به عنوان نمونه ، روزهاي تابستان :
صبح زود : عبادات و مطالعات خصوصي
۷:۳۰ تا ۸:۳۰ صبح : صرف صبحانه با خانواده
۸:۳۰ تا ۱۰ صبح : محاسبه تئوري بي نهايت بودن ذرات
۱۰ تا ۱۰:۳۰ صبح : استراحت و صحبت با خانواده
۱۰:۳۰ تا ۱۲:۳۰ ظهر : نوشتن كتب و جزوات درون دانشگاهي
۱۲:۳۰ تا ۱۳:۳۰ صرف ناهار
۱۳:۳۰ تا ۱۴:۳۰ استراحت
۱۴:۳۰ تا ۱۵:۰۰ صرف چاي با خانواده
۳ تا ۵ بعدازظهر : مطالعه كتاب هاي فيزيك كه از كتابخانه ها ، دانشگاه هاي معروف دنيا ، سفارش داده و دريافت مي كردند .
۵ تا ۷ بعدازظهر : مطالعه مجلات فيزيك جديد و مجلات تخصصي ديگر .
۷ شب : گوش دادن به اخبار راديو ، همراه مطالعه مجلات خارجي ، روزنامه هاي داخلي مانند : شپيگل ، لوپوان . تايم ، نيوزويك ، اطلاعات و كيهان .
۹ تا ۱۰ شب : تدريس و پاسخ سوالات فرزندان همسايه ها
۱۰ تا ۱۲ شب : تدريس و پاسخ سوالات ايرج و انوشه
۱۲ تا ۱۲:۳۰ شب : مطالعه كتب آلماني
۱۲:۳۰ تا ۱:۳۰ بامداد : مطالعه نامه هاي رسيده و پاسخ به آنها و مطالعه كتاب هاي رمان ، فلسفه و ادبيات .

 

 

 

 

 

 

◄نويسندگان و شعراي مورد علاقه استاد 

 

استاد به آثار نويسندگان و شعرايي چون : حافظ ، سعدي ، فردوسي ، مولوي ، نظامي ، باباطار ، … و آندره ژيد ، شكسپير ، شلي ، فالكنر ، آناتول ، فرانس . ولتر ، هكسلي ، همينگوي ، راسل ، بودلر ، راسين ، رامبو ، ورلن و… علاقه داشتند .

 

 

 

◄بزرگاني كه استاد با آنها در تماس بودند 

 

پروفسور اينشتين ، برگمان ، بلاكت ، ديراك ، شرودينگر ، بور ، تلر ، بورن ، فرمي ، فون نويمن ، گودال ، ويتسكر ، برتراند راسل ، آندره ژيد و … استاد مطهري ، علامه محمد تقي جعفري ، استاد ابوالقاسم حالت ، استاد شيخ الملك ، كمال الملك و …
ايشان قريب به پنجاه سال در جلسات روزهاي جمعه پذيرايي علما ، فقها ، شعرا ، ادبا ، اساتيد دانشگاه و حتي مردم عادي و هر پانزده روز يكبار روزهاي دوشنبه پذيرايي فارغ التحصيلان دانشكده فني دانشگاه تهران بودند .

 

 

 

 

 

 

◄جلسات در منزل 

 

روزهاي جمعه صبح : به مدت ۵۰ سال همراه فقها ، علما ، اساتيد ، شعرا ، ادبا ، معلمين ، فرهنگيان ، دانشگاهيان ، صنعتگران ، مبتكران ، فضلا و افراد عادي .
روزهاي يك شنبه : با همشهري هاي تفرشي
روزهاي دوشنبه : با شاگردان شان در دانشكده فني از تمام دوره ها
ساير روزها : با تعيين وقت قبلي .

 

 

 

◄اخلاق و عادات 

 

استاد مردي خوش رو ، فروتن و با وقار بودند . كم سخن مي گفتند و بسيار مي انديشيدند . قناعت و صرفه جويي از خصوصيات اخلاق ايشان بود و هرچه در اختيارشان قرار مي گرفت به عنوان نعمتي الهي در نظر مي گرفتند . و از آن كمال استفاده را مي بردند . هيچ گاه از تحصيل علم غافل نشدند و در طول سي و هشت سال پاياني عمر ، شبي يك ساعت به فراگيري زبان آلماني مي پرداختند .
مطالعه و تحقيق بر روي مطالب گوناگون ، محاسبات تئوري بي نهايت بودن ذرات ، گوش دادن به اخبار داخلي و راديوهاي خارجي ، باغباني ، آهنگري ، نجاري و ابداعات علمي و صنعتي از سرگرمي هاي ايشان بود .
به همسر و فرزندان خود عشق مي ورزيدند . و به آنها احترام مي گذاردند . با وجود مشغله بسيار ، همواره مي كوشيدند از هر فرصتي براي تبادل نظر و همنشيني با آنها استفاده نمايند . هر شب دو ساعت را به آموزش مطالب گوناگون و پاسخ گويي به سوالات درسي فرزندانشان و همچنين ساعتي را به آموزش فرزندان همسايگان اختصاص مي دادند .

 

 

 

 

 

 

◄چگونگي گذراندن تعطيلات و سرگرمي هاي منزل 

 

ايرانگردي
جهانگردي
تعميرات برق و آب ، رسيدگي به باغچه ها ، امور ساختماني منزل ، تعمير اتومبيل ، ساخت دستگاه ها و آزمايش ابتكارات در كارگاه منزل .

 

 

 

◄مسافرت ها 

 

سفر به تمامي شهرستان ها و روستاهاي كشور ، تا حد توان ، به مدت ۹ روز در تعطيلات نوروز و حدود دو ماه در هنگام تعطيلات تابستاني ، مسافرت به كشورهاي خارجي ، اسكانديناوي ، كانادا ، امريكا ، روسيه ، مصر عربستان ، سوريه ، اردن ، تركيه ، الجزاير ، چين ، ژاپن ، هند و كشورهاي آسياي ميانه ، هنگ كنگ ، تايلند ، تايوان ، سنگاپور ، آلاسكا و تمام كشورهاي اروپاي شرقي .

 

 

 

 

 

◄بياني زيبا در مورد استاد 

 

نظر يكي از اساتيد :
پروفسور حسابي ، با ۳ نسل كار و تلاش خستگي ناپذير ، ۷ نسل استاد و دانشجو را ، براي كشور تربيت نمودند .
پروفسور حسابي ، درس خواندن جدي را به ما آموختند . ايشان جدي بودن را به ما آموختند .
پروفسور حسابي علاوه بر فيزيك ، به شاگردان شان زبان خارجي علمي را مي آموختند .
پروفسور حسابي به ما ، احترام به زبان فارسي ، و پرهيز از استفاده لغات خارجي را آموختند .
پروفسور حسابي ، سخن كم و كوتاه مي گفتند ، ايشان بيش تر گوش مي كردند و بيش تر تعقل مي نمودند .
پروفسور حسابي ، ايستادگي و مبارزه علمي را به شكل علمي و با متانت و تعقل انجام مي دادند .
پروفسور حسابي وقت را تلف نمي كردند . از تمام لحظات استفاده مي كردند.
پروفسور حسابي ، به ما فهميدن را ياد دادند ، نه حفظ كردن .
پروفسور حسابي ، منظم ، كاملا با برنامه بودند .
پروفسور حسابي ، نجيب ، متين ، دور از تظاهر بودند .
در پي تلاش هاي بي وقفه استاد در زمينه هاي گوناگون علمي و فرهنگي ، بزرگترين نشان علمي فرانسه ، كوماندور دولا لژيون دونور و افيسيه دولالژيون دونور به ايشان اعطا گرديد . در ۱۳۵۰ ش ، به عنوان استاد ممتاز دانشگاه تهران ملقب گرديدند و درسال ۱۳۶۶ ش در كنگره شصت سال فيزيك ايران از خدمات ايشان به عنوان پدر فيزيك ايران قدرداني به عمل آمد . استاد همچنين در ۱۹۹۰ به عنوان مرد اول علمي جهان برگزيده شدند .
و سرانجام پروفسور سيد محمود حسابي پس از نود سال عمر پربار و كسب افتخارات گوناگون ، در دوازدهم شهريور ماه ۱۳۷۱ ش در بيمارستان دانشگاه ژنو و به هنگام معالجه قلبي ، بدرود حيات گفتند . مقبره استاد بنا به خواسته ايشان در زادگاه خانوادگي و در شهر دانشگاهي تفرش قرار دارد .
يادشان گرامي و راهشان پر رهرو باد .

 

 

 

◄توانايي زبان فارسي 

 

آنچه مي خوانيد مقاله اي به قلم پروفسور سيد محمود حسابي است كه در سال ۱۳۵۰ زير عنوان توانايي زبان فارسي در نشريه انجمن فرهنگ ايران باستان به چاپ رسيده است .
اين مقاله گوياي گوشه اي از تلاش و كوشش بي وقفه استاد در حفظ زبان و فرهنگ ايران است .
در تاريخ جهان هر دوره اي ويژگي هايي داشته است . در آغاز تاريخ آدميان زندگاني قبيله اي داشتند و دوران افسانه ها بوده است . پس از پيدايش كشاورزي ، دوره ده نشيني و شهرنشيني آغاز شده است . سپس دوران كشورگشايي ها و تشكيل پادشاهي هاي بزرگ مانند پادشاهي هاي هخامنشيان و اسكندر و امپراتوري رم بوده است . پس از آن دوره هجوم اقوام بربري بر اين كشور ها و فرو ريختن تمدن آنها بوده است . سپس دوره رستاخيز تمدن است كه به نام رنسانس شناخته شده است . تا آن دوره ملل مختلف داراي وسايل كار و پيكار يكسان بودند. مي گويند كه وسايل جنگي سربازان رومي و بربرهاي ژرمني با هم فرقي نداشته و تفاوت ، تنها انضباط و نظم و وظيفه شناسي لژيون هاي رومي بوده است كه ضامن پيروزي آنها بوده است .همچنين وسايل جنگي مهاجمين مغول و و ملل تمدن چندان فرقي با هم نداشته است .
از دوران رنسانس به اين طرف ملل غربي كم كم به پيشرفت هاي صنعتي و ساختن ابزار نوين نايل آمدند و پس از گذشت يكي دو قرن ابزار كار آنها به اندازه اي كامل شد كه براي ملل ديگر ياراي ايستادگي در برابر حمله آنها نبود . همزمان با اين پيشرفت صنعتي تحول بزرگي در فرهنگ و زبان ملل غرب پيدا شد ، زيرا براي بيان معلومات تازه ناگزير به داشتن واژه هاي نويني بودند و كم كم زبان هاي اروپايي داراي نيروي بزرگي براي بيان مطالب مختلف گرديدند .
در اوايل قرن بيستم ملل مشرق به عقب ماندگي خود پي بردند و كوشيدند كه اين عقب ماندگي را جبران كنند . موانع زيادي سر راه اين كوشش ها وجود داشت و يكي از آنها نداشتن زباني بود كه براي بيان مطالب علمي آماده باشد . بعضي ملل چاره را در پذيرفتن يكي از زبان هاي خارجي براي بيان مطالب علمي ديدند ، مانند هندوستان ، ولي ملل ديگر به واسطه داشتن ميراث بزرگ فرهنگي نتوانستند اين راه حل را بپذيرند كه يك مثال آن كشور ايران است .
براي بعضي زبان ها به علت ساختمان مخصوص آنها جبران اين كمبود واژه هاي علمي كاري بس دشوار و شايد نشدني است مانند زبان هاي سامي كه اشاره اي به ساختمان آنها خواهيم كرد .
بايد خاطرنشان كرد كه شماره واژه ها در زبان هاي خارجي در هر كدام از رشته هاي علمي خيلي زياد است و گاهي در حدود ميليون است . پيدا كردن واژه هايي در برابر آنها كاري نيست كه بشود بدون داشتن يك روش علمي مطمئن به انجام رسانيد و نمي شود از روي تشابه و استعاره و تقريب و تخمين در اين كار پردامنه به جايي رسيد و اين كار بايد از روي يك اصول علمي معين انجام گيرد تا ضمن علم ، به بن بست برنخورد .
براي اينكه بتوان در يك زبان به آساني واژه هايي در برابر واژه هاي بي شمار علمي پيدا كرد بايد امكان وجود يك چنين اصل علمي در آن زبان باشد . مي خواهيم نشان دهيم كه چنين اصلي در زبان فارسي وجود دارد و از اين جهت زبان فارسي ، زباني است توانا در صورتي كه بعضي زبان ها گو اينكه از جهات ديگر سابقه ادب درخشاني دارند ولي در مورد واژه هي علمي ناتوان هستند .
اكنون از دو نوع زبان كه در اروپا و خاور نزديك وجود دارد صحبت مي كنيم كه عبارتند از زبان هاي هند و اروپايي و زبان هاي سامي . زبانهاي فارسي از خانواده زبان هاي هند و اروپايي است .
در زبان هاي سامي واژه ها بر اصل ريشه هاي سه حرفي يا چهار حرفي قرار دارند كه به نام ثلاثي و رباعي گفته مي شوند و اشتقاق واژه هاي مختلف بر اساس تغيير شكلي است كه به اين ريشه ها داده مي شود و به نام ابواب خوانده مي شود . پس شمار واژه هايي كه ممكن است در اين زبان ها وجود داشته باشد نسبت مستقيم با شمار ريشه هاي ثلاثي و رباعي دارد . پس بايد بسنجيم كه حداكثر شمار ريشه هاي ثلاثي چقدر است . براي اين كار يك روش رياضي به نام جبر تركيبي به كار مي بريم .
در اين رشته قضيه اي است كه به اين ترتيب :
هر گاه بخواهيم از ميان تعداد n شيئي تعداد معيني مثلا k شيئي برگزينيم و بخواهيم بدانيم كه چه جور مي شود اين k شيئي مختلف را از ميان آن تعداد كل n شيئي برگزيد ، پاسخ اين پرسش چنين است :
اگر تعداد امكانات گزينش را به p نشان دهيم اين عدد مي شود :
( ۱+ n - k ) ( ۲ n - )(۱ n - )n = p
ترتيب قرار دادن k شيئي در اين فرمول رعايت شده است و عدد p را (Permutation) مي گويند .
مثلا اگر بخواهيم از ميان پنج حرف دو حرف را برگزينيم اينجا ۵=n و ۲=k و مساوي است با ( ۲۰=۴×۵ = p )
يعني مي توان ۲ حرف را ۲۰ جور از ميان ۵ حرف برگزيد به طوري كه ترتيب قرار دادن ۲ حرف نيز رعايت شود .
مثلا اگر از ميان پنج حرف ( ا ، ب ، ت ، ج ، ي ) دو حرف با رعايت ترتيب هاي مختلف برگزيده شود :
مي بينيم كه ۲۰ تركيب پيدا مي شود كه در آن رعايت ترتيب نيز شده است . مثلا تركيب ( ا ب ) از تركيب ( ب ا ) جدا است ت.
اكنون مي خواهيم ببينيم كه از ميان ۲۸ حرف الفباي سامي چند تركيب سه حرفي مي توان در آورد . اين تعداد ثلاثي هاي مجرد مساوي مي شود با :
۱۹۶۵۶ = ۲۶ × ۲۷ × ۲۸ = p
يعني حداكثر تعداد ريشه هاي ثلاثي مجرد مساوي ۱۹۶۵۶ است و نمي شود بيش از اين تعداد ريشه ثلاثي در اين زبان وجود داشته باشد .
درباره ريشه هاي رباعي مي دانيم كه تعداد آنها كم است و در حدود ۵ درصد تعداد ريشه هاي ثلاثي است . يعني تعداد آنها در حدود ۱۰۰۰ است . چون ريشه هاي ثلاثي نيز وجود دارد كه به جاي سه حرف فقط دو حرف دارد كه يكي از آنها تكرار شده است مانند فعل شَدَّ كه حرف (د) دوبار به كار به رفته است از اين رو به تعداد ريشه هايي كه در بالا حساب ده است ، چند هزار مي افزاييم و جمعا عدد بزرگتر بيست و پنج هزار ريشه را مي پذيريم .
چنانچه گفته شد در زبان هاي سامي از هر فعل ثلاثي مجرد مي توان با تغيير شكل آن و يا اضافه چند حرف ، كلمه هاي ديگري از راه اشتقاق گرفت كه عبارت از ده باب متداول مي باشد مانند :
فعلَ - فعَّلَ - فاعلَ - اَفعل - تفعّل - تفاعل ـ انفعل - افتعل - افعل - استفعل كه باب نهم يعني افعَلَّ به ندرت مورد استفاده قرار مي گيرد .
ابوابي كه به اين ترتيب به دست آمده است معاني نزديك به اصل ثلاثي مجرد دارند و جنبه هاي تاكيد و تشديد واداشتن به كاري و حالت بين الاثنين و حالت پذيرش و حالت خواستن چيزي و يا اشاره به خود و يا پيدا كردن خاصيتي .
اين تفاومت ها در معاني كه به وسيله ابواب به دست مي آيد در بيان مطالب علمي در زبان هايي مانند زبان هاي هند و اروپايي مورد نياز نيست زيرا همين معاني در آن زبان ها به شكل ديگري بيان مي شوند . مانند : شَغَّل = به كار گماشتن و استغفر = بخشايش خواستن .
از هر كدام از افعال اسامي مختلفي اشتقاق مي يابد .
اول ـ نامهاي مكان و زمان
دوم ـ نام ابزار
سوم ـ نام طرز و شيوه
چهارم ـ نام حرفه
پنجم ـ اسم مصدر
ششم ـ صفت كه ساختمان آن ده شكل متداول دارد
هفتم ـ رنگ
هشتم ـ نسبت
نهم ـ اسم معني
با در نظر گرفتن همه انواع اشتقاق كلمات نتيجه گرفته مي شود كه از هر ريشه اي حداكثر هفتاد مشتق مي توان بدست آورد . پس هر گاه تعداد ريشه ها را كه از ۲۵۰۰۰ كمتر است در هفتاد ضرب كنيم حداكثر عده كلمه هايي كه بدست مي آيد مي شود
۱۷۵۰۰۰۰=۷۰×۲۵۰۰۰
البته همه هفتاد اشتقاق براي هر ريشه اي متداول و معمول نيست و عددي كه محاسبه شد حداكثر كلمه هايي است كه ساختن آنها امكان دارد نه اينكه همه كلمه هايي كه طبق الگوي زبان ممكن است ساخته شود واقعا وجود داشته باشد .
با اين همه باز مقداري به اين عدد حساب شده مي افزاييم و آن عدد را به دو ميليون مي رسانيم . امكان ساختن كلماتي بيش از اين در ساختمان اين زبان وجود ندارد .
يك اشكالي كه در فراگرفتن اين نوع زبان است اين است كه براي تسلط يافتن به آن بايد دست كم ۲۵۰۰۰ ريشه را از برداشت و اين كار براي همه كس مقدور نيست حتي براي اهل آن زبان چه رسد با كساني كه به آن زبان بيگانه هستند .
اكنون اگر تعداد كلمات لازم از آن دو ميليون بگذرد ديگر در ساختمان اين زبان راهي براي اداي يك معني نوين وجود ندارد مگر اينكه معني تازه را با يك جمله اي ادا كنند . به اين علت است كه در فرهنگ هاي لغت از يك زبان اروپايي به زبان عربي مي بينيم كه عده زيادي كلمات به وسيله يك جمله بيان شده است نه به وسيله يك كلمه . مثلا كلمه Conforntation كه در فارسي آن را مي شود به روبرويي ادا كرد در فرهنگ هاي فرانسه يا انگليسي به عربي چنين ترجمه شده است : ( جعل الشهود و جاها و المقابله بين اقوالهم ) و كلمه Permeability كه مي توان آن را در فارسي با كلمه بيان كرد در فرهنگ هاي عربي چنين ترجمه شده است : ” امكان قابليه الترشح “
اشكال ديگر در اين نوع زبان ها اين است كه چون تعداد كلمات كمتر از تعداد معاني مورد لزوم است و بايد تعداد زيادتر معاني ميان تعداد كمتر كلمات تقسيم شود پس به هر كلمه اي چند معني تحميل مي شود در صورتي كه شرط اصلي يك زبان علمي اين است كه هر كلمه فقط به يك معني دلالت كند تا هيچ گونه ابهامي در فهميدن مطلب علمي باقي نماند .
به طوري كه يكي از استادان دانشمند دانشگاه اظهار مي كردند در يكي از مجله هاي خارجي خوانده اند كه در برابر كلمات بي شمار علمي كه در رشته هاي مختلف وجود دارد آكادمي مصر كه در تنگناي موانع بالا واقع شده است چنين نظر داده است كه بايد از بكار بردن قواعد زبان عربي در مورد كلمات علمي صرف نظر كرد و از قواعد زبان هاي هند و اروپايي استفاده كرد . مثلا در مورد كلمه Cephalopode كه به جانوران نرم تني گفته مي شود كه سروپاي آنها به هم متصلند و در فارسي به آنها سرپاوران گفته شده است ، بالاخره كلمه راس جلي را پيشنهاد كردند كه اين تركيب به هيچ وجه عربي نيست . براي خود كلمه Mollusque كه در فارسي نرم تنان گفته مي شود درعربي يك جمله به كار مي رود : حيوان عادم الفقار .
قسمت دوم صحبت ما مربوط به ساختمان زبان هاي هند و اروپايي است . ميخواهيم ببينيم چگونه در اين زبان ها مي شود تعداد بسيار زياد واژه هاي علمي را به آساني ساخت .
زبان هاي هند و اروپايي داراي شمار كمي ريشه ، در حدود ۱۵۰۰ عدد مي باشند و داراي تقريبا ۲۵۰ پيشوند و در حدود ۶۰۰ پسوند هستند كه با اضافه كردن آنها به اصل ريشه مي توان واژه هاي ديگري ساخت . مثلا از ريشه رو مي توان واژه هاي پيشرو و پيشرفت را با پيشوند ( پيش ) و واژه هاي ( روند ) و ( روال ) و ( رفتار ) و ( روش ) را با پسوند هاي اند ، ال ، آر و اش ساخت . در اين مثال ملاحظه مي كنيم كه ريشه رو به دو شكل آمده است : يكي رو و ديگري رف .
با فرض اينكه از اين تغيير شكل ريشه ها صرف نظر كنيم و تعداد ريشه ها را همان ۱۵۰۰ بگيريم تركيب آنها با ۲۵۰ پيشوند تعداد ۳۷۵۰۰۰=۲۵۰×۱۵۰۰ واژه بدست مي دهد .
اينك هر كدام از واژه هايي را كه به اين ترتيب به دست آمده است مي توان با پسوند تركيب كرد . مثلا از واژه خودگذشته كه از پيشوند خود و ريشه گذشت درست شده است ، مي توان واژه خودگذشتگي را با افزودگي پسوند ( گي ) بدست آورد و واژه پيشگفتار را از پيشوند پيش و ريشه گفت و پسوند آر بدست آورد .
هر گاه ۳۷۵۰۰۰ واژه اي كه از تركيب ۱۵۰۰ ريشه با ۲۵۰ پيشوند به دست آمده است با ۶۰۰ پسوند تركيب كنيم تعداد واژه هايي كه بدست مي آيد مي شود ۲۲۵۰۰۰۰۰۰=۶۰۰×۳۷۵۰۰۰ .
همچنين بايد واژه هايي كه از تركيب ريشه ها با پسوندهاي تنها به دست آمده حساب كرد كه مي شود :
۶۰۰×۱۵۰۰= ۹۰۰۰۰۰
پس جمع واژه ۹هايي كه فقط از تركيب ريشه ها با پيشوند ها و پسوندها به دست مي آيد مي شود :
۲۲۶۲۷۵۰۰۰= ۹۰۰۰۰۰+۳۷۵۰۰۰+۲۲۵۰۰۰۰۰۰
يعني ۲۲۶ ميليون واژه .
در اين محاسبه فقط تركيب ريشه ها را با پيشوند ها و پسوندها در نظر گرفتيم آن هم فقط با يكي از تلفظ هاي هر ريشه .
ولي تركيب هاي ديگري نيز هست مثل تركيب اسم با فعل و اسم با اسم و اسم با صفت و فعل با صفت و فعل با فعل و تركيب هاي بسيار ديگر در نظر گرفته نشده و اگر همه تركيب هاي ممكن را در زبان هاي هند و اروپايي بخواهيم به شمار بياوريم ، تعداد واژه هايي كه ممكن است وجود داشته باشد مرز معيني ندارد ونكته قابل توجه اين است كه براي فهميدن اين ميليون ها واژه ، فقط نياز به فراگرفتن ۱۵۰۰ ريشه و ۸۵۰ پيشوند و پسوند داريم در صورتي كه ديديم كه دريك زبان سامي براي فهميدن دو ميليون واژه بايد دست كم ۲۵۰۰۰ ريشه از برداشت و قواعد پيچيده صرف افعال و اشتقاق را نيز فرا گرفت و در ذهن نگاه داشت .
اساس توانايي زبان هند و اروپايي در يافتن واژه هاي علمي و بيان معاني همان است كه شرح داده شد . زبان فارسي يكي از زبان هاي هند و اروپايي است و داراي همان ريشه ها و همان پيشوند ها و پسوند ها است . تلفظ حروف در زبان هاي مختلف هند و اروپايي متفاوت است ولي اين تفاوت ها طبق يك روال پيدا شده است .
همان توانايي اي كه در هر ان هند و اروپايي وجود دارد مانند يوناني و لاتين و آلماني و فرانسه و انگليسي در زبان فارسي هم وجود دارد . روش علمي در اين زبان ها مطالعه شده و آماده است و براي زبان فارسي به كار بردن آن بسيار آسان است . براي برگزيدن يك واژه علمي در زبان فارسي فقط بايد واژه اي را كه در يكي از شاخه هاي زبان هاي هند و اروپايي وجود دارد با شاخه فارسي مقايسه كنيم و با آن هماهنگ سازيم .
كساني كه بيم آن را دارند كه اگر كلمه هاي فارسي را به جاي كلمه هاي خارجي برگزينيم زبان فارسي زيان خواهد ديد بايد توجه داشته باشند كه اگر بنشينيم و دست روي دست بگذاريم سيل كلمه هاي خارجي در كارخانه ها و كارگاه ها و مراكز اقتصادي و اداري و حتي در دانشگاه ها ، كه بعضي از آنها افتخار مي كنند كه منحصرا زبان خارجي را بكار مي برند ، جاري خواهد شد و خداي ناكرده در زادگاه فردوسي ، سعدي ، حافظ ، نظامي و مولوي ، افتخار خواهند كرد كه زبان فارسي را كنار گذاشته و به زبان بيگانه سخن مي گويند .

 

 

Posted by Mohsen Moossavi at 14:29:14 | Permalink | Comments (2)

Tuesday, September 4, 2007

پروفسور محمود حسابي

 

برای دیدن اطلاعات بیشتر روی پیوند زیر کلیک نمایید.

سایت رسمی دکتر حسابی         

 

http://www.hessaby.com

محمود حسابي در سال 1281 (ه.ش), از پدر و مادري تفرشي در تهران زاده شدند. پس از سپري نمودن چهار سال از دوران كودكي در تهران, به همراه خانواده (پدر, مادر, برادر) عازم شامات گرديدند. در هفت سالگي تحصيلات ابتدايي خود را در بيروت, با تنگدستي و مرارت هاي دور از وطن در مدرسه كشيش هاي فرانسوي آغاز كردند و همزمان, توسط مادر فداكار, متدين و فاضله خود (خانم گوهرشاد حسابي) , تحت آموزش تعليمات مذهبي و ادبيات فارسي قرار گرفتند. استاد, قرآن كريم را حفظ و به آن اعتقادي ژرف داشتند. ديوان حافظ را نيز از برداشته و به بوستان و گلستان سعدي, شاهنامه فردوسي, مثنوي مولوي, منشات قائم مقام اشراف كامل داشتند.

 شروع تحصيلات متوسطه ايشان مصادف با آغاز جنگ جهاني اول, و تعطيلي مدارس فرانسوي زبان بيروت بود. از اين رو, پس از دو سال تحصيل در منزل براي ادامه به كالج آمريكايي بيروت رفتند و در سن هفده سالگي ليسانس ادبيات, در سن نوزده سالگي, ليسانس بيولوژي و پس از آن مدرك مهندسي راه و ساختمان را اخذ نمودند. در آن زمان با نقشه كشي و راهسازي, به امرار معاش خانواده كمك مي كردند. استاد همچنين در رشته هاي پزشكي, رياضيات و ستاره شناسي به تحصيلات آكادميك پرداختند.

شركت راهسازي فرانسوي كه استاد در آن مشغول به كار بودند, به پاس قدرداني از زحماتشان, ايشان را براي ادامه تحصيل به كشور فرانسه اعزام كرد و بدين ترتيب در سال1924 (م) به مدرسه عالي برق پاريس وارد و در سال 1925 (م) فارغ التحصيل شدند.

همزمان با تحصيل در رشته معدن, در راه آهن برقي فرانسه مشغول به كار گرديدند و پس از پايان تحصيل در اين رشته كار خود را در معادن آهن شمال فرانسه و معادن زغال سنگ ايالت “سار” آغاز كردند. سپس به دليل وجود روحيه علمي, به تحصيل و تحقيق, در دانشگاه سوربن, در رشته فيزيك پرداختند و در سال 1927 (م) در سن بيست و پنج سالگي دانشنامه دكتراي فيزيك خود را , با ارائه رساله اي تحت عنوان “حساسيت سلول هاي فتوالكتريك”, با درجه عالي دريافت كردند.

استاد با شعر و موسيقي سنتي ايران و موسيقي كلاسيك غرب به خوبي آشنايي داشتند وايشان در چند رشته ورزشي موفقيت هايي كسب نمودند كه از آن ميان مي توان به ديپلم نجات غريق در رشته شنا اشاره نمود.

پروفسور حسابي به دليل عشق به ميهن و با وجود امكان ادامه تحقيقات در خارج از كشور به ايران بازگشت و با ايمان و تعهد, به خدمتي خستگي ناپذير پرداخت تا جوانان ايراني را با علوم نوين آشنا سازد. پايه گذاري علوم نوين و تاسيس دارالمعلمين و دانشسراي عالي, دانشكده هاي فني و علوم دانشگاه تهران, نگارش ده ها كتاب و جزوه و راه اندازي و پايه گذاري فيزيك و مهندسي نوين, ايشان را به نام پدر علم فيزيك و مهندسي نوين ايران در كشور معروف كرد. حدود هفتاد سال خدمت علمي ايشان در گسترش علوم روز و واژه گزيني علمي در برابر هجوم لغات خارجي و نيز پايه گذاري مراكز آموزشي, پژوهشي, تخصصي, علمي و …, از جمله اقدامات ارزشمند استاد به شمار مي رود كه براي نمونه به مواردي اشاره مي كنيم:

_ اولين نقشه برداري فني و تخصصي كشور (راه بندرلنگه به بوشهر) 

_ اولين راهسازي مدرن و علمي ايران (راه تهران به شمشك) 

_ پايه گذاري اولين مدارس عشايري كشور 

_ پايه گذاري دارالمعلمين عالي 

_ پايه گذاري دانشسراي عالي 

_ ساخت اولين راديو در كشور 

_ راه اندازي اولين آنتن فرستنده در كشور 

_ راه اندازي اولين مركز زلزله شناسي كشور 

_ راه اندازي اولين رآكتور اتمي سازمان انرژي اتمي كشور 

_ راه اندازي اولين دستگاه راديولوژي در ايران 

_ تعيين ساعت ايران 

_ پايه گذاري اولين بيمارستان خصوصي در ايران, به نام بيمارستان “گوهرشاد” 

_ شركت در پايه گذاري فرهنگستان ايران و ايجاد انجمن زبان فارسي 

_تدوين اساسنامه طرح تاسيس دانشگاه تهران 

_ پايه گذاري دانشكده فني دانشگاه تهران 

_ پايه گذاري دانشكده علوم دانشگاه تهران 

_ پايه گذاري شوراي عالي معارف 

_ پايه گذاري مركز عدسي سازي اپتيك كاربردي در دانشكده علوم دانشگاه تهران 

_ پايه گذاري بخش آكوستيك در دانشگاه و اندازه گيري فواصل گام هاي موسيقي ايراني به روش علمي 

_ پايه گذاري و برنامه ريزي آموزش نوين ابتدايي و دبيرستاني 

_ پايه گذاري موسسه ژئوفيزيك دانشگاه تهران 

_ پايه گذاري مركز تحقيقات اتمي دانشگاه تهران  

_ پايه گذاري اولين رصدخانه نوين در ايران 

_ پايه گذاري مركز مدرن تعقيب ماهواره ها در شيراز 

_ پايه گذاري مركز مخابرات اسدآباد همدان 

_ پايه گذاري انجمن موسيقي ايران و مركز پژوهش هاي موسيقي 

_ پايه گذاري كميته پژوهشي فضاي ايران 

_ ايجاد اولين ايستگاه هواشناسي كشور (در ساختمان دانشسراي عالي در نگارستان دانشگاه تهران) 

_ تدوين اساسنامه و تاسيس موسسه ملي ستاندارد 

_ تدوين آيين نامه كارخانجات نساجي كشور و رساله چگونگي حمايت دولت در رشد اين صنعت 

_ پايه گذاري واحد تحقيقاتي صنعتي سغدايي (پژوهش و صنعت در الكترونيك, فيزيك, فيزيك اپتيك, هوش مصنوعي) 

_ راه اندازي اولين آسياب آبي توليد برق (ژنراتور) در كشور 

_ ايجاد اولين كارگاه هاي تجربي در علوم كاربردي در ايران 

_ ايجاد اولين آزمايشگاه علوم پايه در كشور



Born in Tehran in 1903, Professor Mahmoud Hessaby was educated in a Beirut school. His family hailed from Tafresh, a Central Iranian city, had moved to the Lebanese capital in 1907. They were in a poor financial situation. Professor Hessaby received religious instructions and studied Persian literature from his devoted and learned mother. He memorized the Holly Quoran by heart, developing a strong belief in it. He also read the great poetty of Hafez, Sa’adi, Ferdowsi, Molavi, etc.


His Studies in high school coincided with the commencement of the First World War, and therefore the French schools, including the one in which he was studying, had to closed down.

After two years, he went to the American College of Beirut, graduating with a bachelor’s degree of Art and Science at the age of seventeen. He obtainded his biology degree at the age of nineteen, and then continued his studies in Civil Engineering. He then studied Medical Science, Mathematics and Astronomy. As a graduate of the Engineering School in Beirut, he was admitted to the “Ecole Superieure d’Electricite “and graduated in 1925. At the same time, he was employed by the French Electric Railway Company.
He continued his research in Physics on ” Sensitivity of Photoelectric Cells ” and received his PHD in physics at the age of 25. He was well acquainted with the traditional Iranian music as well as the classical Western music and played piano and violin skillfully.


He was active in sports and as a youngster earned his living pardy by acting as a swimming instructor and a life guard at the Mediterranean coast in Beirut.


During his life,
Professor Hessaby held various important scientific and cultural positions. He also founded many cultural and scientific centers in Iran, such as the Civil Engineering School and the Teacher’s College in 1928, the first Iranian Meteorological Station in 1931, the first radiology center in 1931, the first private hospital called Goharshad “, named after his mother, in 1933, Tehran University and its Faculty of Sciences in 1934, the Telecommunication Center of Assad Abad in Hamadan in 1959, The Geophysical Center of Tehran University in 1961, the Atomic Energy Organization of Iran, the Iranian Music Society and the Academy of Iranian Literature.


His other cultural and scientific services include the first survey of Iranian coastal road-map at Persian Gulf setting the Iranian time in 1932, writing Tehran University’s charter, acting as the Dean of Technical Faculty of Tehran University from 1934 to 1936, acting as the Dean of Science Faculty of Tehran University over the periods 1942 - 1948 and 1951 - 1957, heading the delegation for dispossession of British Petrolium Company during the Government of Dr. Mosaddegh, First General Manager of National Iranian Oil Company, acting as Minister of Education in Dr. Mosaddegh’s government from 1951 to 1952, writing the charter for Iranian Standard Institute in 1954 and Iranian representative in United Nation’s Scientific Sub-committee of Peaceful use of Outer Space from 1960 to 1967. He continued lecturing at University for 3 working generations, instructing 7 generations of students and professors.


He had a good command French, English, German and Arabic languages and he also knew Sanskrit, Latin, Greek, Pahlavi, Avesta, Turkish and Italian which he used for his etymological studies.


25 research papers, articles and books have been put to print by
Professor Hessaby. His theory of” Infinitely Extended Particles “is well-known among the world scientists. The medal of” Commandeur de la Legion d’Honneur “, greatest French scientific medal was awarded to him for his theories.


Professor Hessaby was the sole Iranian student of Professor Albert Einstein, and during his years of scientific research he had meeting and discussions with well-known scientists such as Schrodinger, Born, Fermi, Dirac, Bohr and scolars such as Russel and Andre Gide.


During the Congress of” 60 Years of Physics in Iran “the service rendered by him were deeply appreciated and he was entitled” Iran’s Father of Modern Physics
Professor Hessaby left the material world and started his eternal life on 3 rd of September 1992 while under medical care at Geneva Cardiac Hospital. He was buried in Tafresh, according to his wish and his will.


Professor Hessaby Foundation


 



     
                                                mohsenmoossavi at yahoo.com    آدرس ا لكترونيكي
بجای at علامت @ بگذارید.
دیگرسايتها و وبلاگهای مربوط به نگارنده
سايت مرجع

http://poopak.blog.com/


 گردشگری مشهد و دیدنیهای اطراف آن
http://mashhadtour.blogspot.com/
پارك آموزش
http://mohsenmoossavi.persianblog.com/
   درمورد عكاسي و كاربرد عكس در زندگي  
http://artphotography.blogsky.com/
داستان هاي مستند و مصور
http://realtale.blogspot.com/
اريگامي يا هنر كاغذ و تا
http://iranorigami.blogspot.com/
پارك آموزش
http://parkeamoozesh.blogspot.com/
كمك به ساخت جامعه اي بهتر با طرح ها و نظارتهاي شهروندي
http://shahrvand.blog.com/
پلیس و مردم
http://police.blog.com/
 مرجعي بزرگ از عكسهايي در مورد طبيعت تمام دنيا
http://artphotography.blogsky.com/
مرجعي بزرگ از عكسهاي طلوع و غروب سراسر دنيا  
http://www.flickr.com/groups/sunriseandsunset
برخي از طرح ها و كارهاي انجام شده توسط نگارنده
http://mohsen-moossavi.blogspot.com/
معرفی تصویری شغل های ایرانی به ویژه هنری
 http://iranjobs.blogspot.com/


«ايران فقط چند قطره از سيل درآمد گردشگري را به دست مي آورد».اين گفته فرانچسكو فرانجيالي، دبير كل سازمان جهاني گردشگري است كه چندي پيش در سخنراني خود در همايش بين المللي فرصت هاي سرمايه گذاري در صنعت گردشگري در تهران بيان كرد كه نشانگر واقعيتي نه چندان خوشايند در اين عرصه است.آمارها نشان مي دهد، ايران سالانه تنها ٢/١ ميليارد دلار از صنعت گردشگري درآمد كسب مي كند كه البته بخش قابل توجهي از آن با كمك و مساعدت دولت ايجاد مي شود. اين درحالي است كه طبق آمارهاي سازمان جهاني گردشگري ، كشور تركيه در همسايگي ما سالانه ١٨ ميليارد دلار از اين صنعت درآمد دارد كه در اين زمينه هم رتبه با كشور اروپايي اتريش شده است. پرواضح است جاذبه هاي گردشگري و ميراث فرهنگي ما به مراتب بيش از كشور تركيه است، اما كسب درآمد از صنعت گردشگري مولفه هاي فراواني دارد كه به آن نپرداخته ايم يا در آغاز اين راه قرار داريم.قبل از هر كاري بايد به اين باور برسيم كه ايران مي تواند همطراز با اسپانيا كه با بيش از ٥٩ ميليارد دلار درآمد از گردشگري رتبه دوم جهان را دارد، از اين صنعت درآمد كسب كند. جاذبه هاي اكوتوريست يا زيبايي هاي طبيعت ايران در كنار ميراث فرهنگي اين سرزمين، پتانسيل عظيمي را براي رشد درآمدزايي از گردشگري ايجاد كرده است كه به فعليت درآوردن آن نيازمند مديريت كارآمد اين منابع است. ايران در زمينه قابليت جذب گردشگر به مراتب از تركيه جلوتر است اما تفاوت ميزان درآمدزايي از اين صنعت بين دو كشور بسيار فاحش است.اگر مي خواهيم به اهداف سند چشم انداز ٢٠ ساله كشور در دستيابي به رتبه اول اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي درسطح منطقه دست يابيم، بدون توسعه درآمدزايي از صنعت گردشگري بسيار مشكل به نظر مي رسد چون هم اكنون تنها منبع شاخص درآمدزايي كشورمان نفت است ، در حالي كه امروزه صنعت گردشگري ، اقتصاد و بخش هاي خدماتي و صنعتي خيلي از كشورها را تحت تاثير قرارداده و درآمدي ميلياردي (در برخي كشورها بيش از درآمد سالانه ما از نفت) به وجود آورده است.جداي از چالش هاي مديريتي اين بخش در كشور كه پيشتر پررنگ تر بود، به نظر مي رسد در زمينه تبليغات جهاني براي شناساندن جاذبه هاي كشورمان نيز كم كاري كرده ايم. تبليغات گردشگري ايران اگرچه طي يكي دو سال اخير در شبكه هاي ماهواره اي معروف جهان آغاز شده است اما هنوز متناسب با آنچه مي خواهيم نيست.نمي توان كمبود زيرساخت هاي لازم در صنعت گردشگري ايران را نيز انكار كرد. پيش از آن كه گردشگري جهاني را در كشور به راه بيندازيم بايد مراكز مختلف گردشگري و جاذبه هاي جهانگردي ما آن قدرتوان و امكانات داشته باشند كه از گردشگران داخلي پذيرايي مناسبي كنند، تا نوبت به گردشگر خارجي برسد.چنين امكانات و زيرساخت هايي هنوز در مورد بسياري از جاذبه هاي گردشگري ما وجود ندارد.

 


http://mashhadtour.blogspot.com/  

گردشگری مشهد و دیدنیهای اطراف آن


http://mohsenmoossavi.persianblog.com/   پارك آموزش               


http://artphotography.blogsky.com/      درمورد عكاسي و كاربرد عكس در زندگي                


http://realtale.blogspot.com/           داستان هاي مستند و مصور


http://iranorigami.blogspot.com/      اريگامي يا هنر كاغذ و تا            


http://parkeamoozesh.blogspot.com/     پارك آموزش                      


http://shahrvandan.blogspot.com/     

   كمك به ساخت جامعه اي بهتر با طرح ها و نظارتهاي شهروندي


http://www.flickr.com/groups/natureart/     

 مرجعي بزرگ از عكسهايي در مورد طبيعت تمام دنيا


http://www.flickr.com/groups/sunriseandsunset مرجعي بزرگ از عكسهاي طلوع و غروب سراسر دنيا 


http://mohsen-moossavi.blogspot.com/   برخي از طرح ها و كارهاي انجام شده توسط نگارنده         


http://iranjobs.blogspot.com/        معرفی تصویری شغل های ایرانی به ویژه هنری (معرفی مشاغل) ت.


Posted by Mohsen Moossavi at 20:42:48 | Permalink | Comments (1) »